پی دا

Monday, September 07, 2009

حمله وحشیانه به کوی دانشگاه فراموش شد

اعضای دفتر تحکیم وحدت روز گذشته با آیت الله حسینعلی منتظری در قم دیدار و گفت و گو کردند. اعضای این تشکل دانشگاهی در آستانه آغاز سال جدید تحصیلی ضمن ابراز نگرانی در خصوص وضعیت موجود و فضای خفقان حاکم بر دانشگاه ها، از آیت الله منتظری به خاطر مواضع ایشان در دفاع از حقوق مردم در پس حوادث اخیر قدردانی کردند.
اعضای دفتر تحکیم علاوه بر دیدار و گفتگو با آیت الله منتظری، با آیت الله صانعی و همچنین آیت الله بیات زنجانی نیز دیدار و گفتگو داشتند. وبسایت رسمی آیت الله منتظری در خصوص دیدار و گفتگوی اعضای دفتر تحکیم وحدت با ایشان نوشت: "در این دیدار نخست دو تن از اعضای دفتر تحکیم ضمن ابراز تقدیر و تشکر از ایشان، در تشریح هدف از سفر به قم و دیدار با آیت الله منتظری بیان کردند:به مناسبت قرار گرفتن در آستانه سال تحصيلى جديد دانشگاه ها، اين توفيق‏ ‏بود كه امسال هم طبق معمول هر سال خدمت برسيم، با این تفاوت که معمولا در سال های گذشته اول مهر فضار را بازتر می گذاشتند وفشارها علیه دانشجویان فعال کمتر بود. اما امسال متاسفانه از همین حالا سخت گیری ها را شروع کرده اند؛ وحتی تلاش داشتند که با مراجع تقلید تماس گرفته نشود، ولی علیرغم میل آقایان این کار انجام شد و خدمت رسیدیم." دانشجویان سپس با اشاره به حمله انصار حزب الله و سایر گروه های امنیتی و اطلاعاتی به کوی دانشگاه در بامداد 25 خرداد، خطاب به آیت الله منتظری گفتند: "متأسفانه مسأله حمله وحشيانه به كوى دانشگاه هم فراموش شد و با اين كه‏ ‏از حمله سال 1378 بسيار فجيع تر و شديدتر بود ولى در مقايسه با‏ ‏جريانات ديگر تحت الشعاع قرار گرفت. به هر حال از جناب عالی تشکر می کنیم که در دفاع از حقوق مردم یک لحظه سکوت نکردید. حقیقتا اگر آیندگان بخواهند قضاوت کنند که دیندارن واقعی از حقوق مردم دفاع کردند، حتما اقدامات حضرت عالی در رابطه با حوادث اخیر مثال زدنی خواهد بود. "اعضای دفتر تحکیم در پایان با اشاره به اینکه تعدادی از آنان ستاره دار و از ادامه تحصیل محروم شده اند اما همچنان به وظایف خود و فعالیت های سیاسی ادامه می دهند، در خصوص وضعیت امروز جونان کشور نیز بیان داشتند: متاسفانه مسئولین امور کاری کرده اند که بسیاری از جوانان افسوس حکومت پهلوی را می خورند و همان طور که فرموده اید از این حکومت نه جمهوری باقی مانده و نه اسلامی. در این جمع ما تعدادی از تحصیل محروم شده اند و ستاره دار هستند، ولی همچنان به فعالیت سیاسی و وظایفی که به عنوان یک دانشجو بر عهده دارند ادامه می دهند، و مراجعی که در برابر ضایع کردن حقوق ملت ایستادگی میکنند تکیه گاه ما جوانان هستند. وبسایت آیت الله منتظری پاسخ ایشان به اعضای دفتر تحکیم وحدت را منتشر کرده که متن کامل آن به این شرح است:
"بسم الله رحمن الرحیم من از شما عزیزان تشکر می کنم که نسبت به امور بی تفاوت نیستید و انجام وظیفه می کنید. امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه همگان است. در قرآن کریم می خوانیم:(والعصر ان الانسان لفی خسر الا لذین آمنو و ملواالصا لحات) آیا این ایمان و عمل صالح کافی است؟ قرآن می فرماید: نه، (و تواصوا بالحق) یعنی همه باید یکدیگر را سفارش کنند. خوب این سفارش به حق زندان اوین و محرومیت های متعدد را به دنبال دارد؛ برای همین می فرماید (وتوا صوا بالصبر) همدیگر را به بردباری و صبر و استقامت دعوت کنید. البته اگر خوب هم درس بخوانید آینده متعلق به شما خواهد بود. و محروم کردن دانشجویان از تحصیل ظلم بزرگی است. خداوند در سوره فاطر پس از ذکر علومی مثل علوم انسان شناسی، جانور شناسی، گیاه شناسی، معدن شناسی و علوم دیگر می فرماید:(انما يخشى الله من عباده‏ ‏العلماء) يعنى خداوند در نظر عالمان داراى خشيت و بزرگى است. و‏ ‏مقصود از علما در اين آيه آقايان دانشگاهيان است، يعنى كسانى كه با‏ ‏اين علوم فوق ارتباط دارند. خلاصه اين كه علاوه بر بى تفاوت نبودن و‏ ‏انجام وظيفه كردن درس هم خوب بخوانيد. الان متاسفانه بعضی وقت ها می گویند نظام، منظورشان یک شخص است؛ با اینکه این درست نیست، حفظ نظام یک واجب شخصی نیست بلکه مقصود این است که نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود. ولی الان متاسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند و تحت فشار از آنها اعترافات بی اساس می گیرند که اینها همه بر خلاف اسلام است. خیلی از شخصیت هائی که رد پیروزی انقلاب نقش داشتند و الان هم انقلابی اند متاسفانه در زندان هستند. این اعتراف گیری ها همه بر خلاف اسلام است. دستورات اسلام را زیر پا می گذارند و می گویند برای خفظ نظام است؛ در حال که امام خمینی(ره) فرمودند: ملاک رای ملت است؛ الان صراحتا می گویند ملاک رای یک نفر است، و این برخلاف موازین است.
قرآن کریم می فرماید:(المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض‏ ‏يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر)همه نسبت به یکدیگر ولایت دارند، یعنی همه حق دارند و باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. الان انحرافی پیش آمده که همه باید امر به معروف و نهی از منکر کنند و جلوی این انحرافات را باید گرفت. بی گناهانی در زندان هستند که این ظلم بزرگی است و باید نسبت به آن بی تفاوت نباشیم. ان شاءالله صابر و بردبار باشيد و خدا اجرتان دهد. اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين." قابل ذکر است که طی یک ماه گذشته، برخی مراجع تقلید قم به منظور چاره جوئی در مقابل اقدامات سرکوبگرانه دولت میزبان بسیاری از نمایندگان گروه های سیاسی بوده اند. آیت الله حسینعلی منتظری، آیت الله صانعی و آیت الله بیات زنجانی از جمله مراجعی بوده اند که ضمن ابراز مخالفت شدید با اقدامات دولت، به ادامه دستگیری ها و سرکوب ها و همچنین اخذ اعترافات ساختگی از رهبران دستگیر شده جبهه اصلاحات به شدت اعتراض کرده اند.

دهمین روز درگیری های مسلحانه در کردستان

به دنبال ده روز درگیری های مسلحانه در مناطقی از استان های آذربایجان غربی و کردستان بین نیروهای احزاب کرد مخالف و نیروهای سپاه پاسداران، بار دیگر علاوه بر این دو استان، فضای استان های کرمانشاه و ایلام نیز نظامی و امنیتی شده و تردد در محورهای پرتردد این استانها به سختی صورت می گیرد.از تعداد قربانیان این درگیری ها اطلاعات متفاوتی منتشر شده است.
طرف های درگیر در کردستان طی روزهای اخیر آمار های متفاوتی از میزان تلفات نیروهای خود ارائه داده اند. مقامات سپاه پاسداران شمار تلفات جانی احزاب کرد در این درگیری ها را 45 کشته و بیش از 50 زخمی اعلام کرده و تنها کشته شدن یک تن از اعضای سپاه را مورد تائید قرار داده اند. اما احزاب کرد از دست دادن 11 تن از اعضای خود را تائید و شمار تلفات سپاه پاسداران تنها در یک درگیری را 55 کشته و بیش از 30 زخمی عنوان کرده اند.

آغاز درگیری ها
این درگیری ها اول هفته گذشته با درگیری خونین بین یک تیم از نیروهای حزب کومه له با نیروهای سپاه پاسداران در اطراف کامیاران شروع شد که بر اساس ادعای کومله طی آن 5 تن از اعضای این حزب کشته و 55 تن از اعضای سپاه و عناصر محلی کشته و بیش از سی تن دیگر نیز زخمی شدند،اما سپاه پاسداران تا روز گذشته هیچ آماری از تعداد تلفات این درگیری ارائه نداد.
دو شب بعد از این حادثه، در اطراف مریوان تنی از چند از نیروهای حزب دمکرات با نیروهای سپاه پاسداران درگیر شدند که در این درگیری دو تن از نیروهای این حزب کشته شدند.
همزمان با این درگیری، نیروهای حزب دمکرات کردستان ایران ـ یکی از دو شاخه حزب دمکرات ـ نیز در منطقه فیض الله بیگی از توابع سقز با نیروهای سپاه درگیر شدند که در نتیجه این درگیری طبق خبرهای منتشره از سوی این حزب، چهار تن از اعضای آن جان خود را از دست دادند.
در ادامه، این درگیری های خونین از استان کردستان به استان آذربایجان غربی کشیده شد و نیروهای حزب کومه له در چند نقطه در استان آذربایجانی غربی با نیروهای سپاه پاسداران درگیر شدند که طی این درگیری ها هم تعداد نامشخصی از نیروهای طرفین کشته و زخمی شدند. حزب کومه له در مورد تعداد تلفات این درگیری ها آماری ارائه نداده اما ادعا کرده است که نیروهای این حزب دراین درگیری ها متحمل هیچ نوع تلفاتی نشده اند.
با این حال هر سه حزب درگیر در زدخوردهای مسلحانه هفته گذشته در کردستان، در مجموع جان باختن یازده تن از اعضای خود را تائید و تصویر و هویت اعضای از دست رفته خود را منتشر کرده اند. اما مقامات نظامی، به ویژه مقامات بلند پایه سپاه ضمن تائید وقوع درگیری های مسلحانه با نیروهای این سه حزب کردی، شمار تلفات نیروهای احزاب کرد را بیشتر اعلام کرده اند.

آمارهای متفاوت از کشته ها و زخمی ها
دو روز پیش سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در گفتگوئی خبری با اعلام اینکه استان های غرب و شمالغربی هم اکنون در تسلط کامل نیروهای سپاه و بسیج هستند، میزان تلفات جانی احزاب کرد در درگیرهای اخیر را 45 کشته و بیش از 50 زخمی اعلام کرد.
نکته جالب در گفتگوی خبری فرمانده سپاه پاسداران این بود که وی به درگیری سپاه پاسداران با نیروهای حزب پژاک در استان آذربایجان غربی اشاره کرد، در حالیکه هر سه حزب درگیر در این درگیری ها یعنی کومه له، حزب دمکرات و حزب دمکرات کردستان ایران در گزارش و اطلاعیه های خود حضور حزب پژاک در این درگیری ها را تکذیب کرده اند. علاوه بر این پیش از گفتگوی خبری فرمانده کل سپاه پاسداران، مقامات نظامی دو استان آذربایجان غربی و کردستان تعداد تلفات جانی هر سه حزب کردستان را 27 کشته و تعداد نامشخصی زخمی اعلام کرده بودند.
فرمانده سپاه پاسداران همچنین در بخش دیگری از گفتگوی خود تلفات جانی سپاه پاسداران طی درگیرهادر مناطق مختلف کردنشین را تنها یک کشته اعلام کرد.در حالیکه سایت خبری خورهه لات نیوز، یکی از منابع خبری معتبر کردستان ضمن تائید جانباختن یازده تن از اعضای سه حزب عمده کردستان در درگیری های دو هفته اخیر، اعلام کرده تنها در درگیری اول هفته گذشته بین نیروهای کومه له با نیروهای سپاه پاسداران در اطراف کامیاران که طی آن پنج تن از اعضای این حزب جان خود را از دست دادند، دست کم 55 تن از نیروهای سپاه و عناصر محلی کشته و حداقل سی تن دیگر زخمی شدند.این منبع خبری در ادامه از تلاش سپاه پاسداران برای مخفی کردن اجساد کشته شدگان خبر می دهد و می نویسد: نیروهای سپاه پاسداران و عناصر محلی آن در کردستان برخلاف سایر مناطق ایران برای مقابله با نیروهای احزاب کرد از لباس فرم نیروهای احزاب کرد[لباس فرم پیشمرگ]استفاده می کنند. فرماندهان سپاه پاسداران دراستان کردستان در چند روز گذشته جسد کشته شدگان خود را که لباس فرم پیشمرگه ها را به تن داشته اند به مردم نشان داده و گفته اند این اجساد متعلق به پیشمرگه های سه حزب کردی هستند که در درگیری های اخیر کشته شده اند. از سوی دیگر فرماندهان سپاه پاسداران برخلاف همیشه از انتقال بیش از سی تن دیگر از زخمی های خود به بیمارستان های وابسته به سپاه خودداری کرده و همگی آنها را به یکی از بیمارستان های اصلی سنندج انتقال داده و با مستقر کردن شمار زیادی از نیروهای خود در بیمارستان به مردم وانمود می کنند که این زخمی ها، از اعضای احزاب کرد هستند.

فضای امنیتی و نظامی
درگیری های مسلحانه بین سه حزب عمده کردستان و سپاه پاسداران دقیقا در سالروز فتوای آیت الله خمینی برای جهاد در کردستان شروع شد. هر سال در چنین روزی علاوه بر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل شهر های کردستان، نیروهای سپاه و بسیج نیز به منظور جلوگیری از اعتراضات مردمی و فعالیت های تبلیغی اعضای احزاب کرد، همه مناطق کردنشین غرب کشور را نظامی و از هر بهانه ای برای دستگیری شهروندان کرد استفاده می کنند.طبق خبرهای تائید نشده امسال هم در سالروز فتوای آیت الله خمینی و همزمان با درگیرهای خونین مسلحانه در مناطق مختلف، در شهر هایی مثل مهاباد، بوکان سرشت، سقز،مریوان،سنندج، کامیاران، کرمانشاه و حتی ایلام،ده ها تن از شهروندان کرد دستگیر و روانه زندان شده اند.
این در حالیست که منابع محلی می گویند محورها تردد در شهر هائی که طی دو هفته گذشته شاهد درگیری بین احزاب کرد و سپاه پاسداران بوده، از سوی نیروهای سپاه و بسیج کنترل شده و از سوی دیگر توپخانه نیروی زمینی سپاه بار دیگر مناطق مرزی را زیر آتش گرفته و هم اکنون بخشی از جنگل های مرزی در استان کردستان در سوختن است.

ستاره دار شدن فعالان دانشجویی

منابع دانشجوئی و حقوق بشری، خبر از ستاره دار شدن ده های دانشجوی دیگر بعد از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد می دهند. ستاره دار شدن این دانشجویان در ادامه برخوردها با صدها تن از فعالان دانشجوئی در دانشگاه های مختلف کشور در دولت احمدی نژاد است.بسیاری از این دانشجویان پس از ستاره دار شدن از ادامه تحصیل باز مانده اند و تعدادی از آنها هم در حال حاضر در زندان بسر می برند. با این همه همکاران دولت کودتا در وزارت علوم و دانشگاه ها همچنان به تهدید دانشجویان ادامه داده و طی روزهای اخیر اعلام کرده اند که آماده برخورد با دانشجویان و هرگونه حرکت اعتراضی در دانشگاه ها هستند.
بنا به گزارش ادوار نیوز سایت خبری سازمان دانش آموختگان ایران، روز گذشته میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی دیروز خبر داد که با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد مشخص شده تعدادی از دانشجویان علیرغم کسب رتبه های بسیار بالا از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شده اند.
این عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در ادامه با بیان اینکه این تشکل دانشجوئی به زودی موارد محرومیت از تحصیل در کنکور امسال را که به شیوه جدیدی انجام گرفته است منتشر خواهد کرد،افزود: در جریان رقابت های انتخاباتی، احمدی نژاد وجود دانشجویان ستاره دار را به کلی انکار کرد این در حالی است که بعد از انتخابات اکثر این دانشجویان بازداشت شده و زیر فشار برای اعتراف انکار محرومیت از تحصیل خود بوده اند.
میلاد اسدی این گفته ها را در دیدار با خانواده شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و دانشجوی ستاره دار عنوان کرد که هم اکنون بیش از چهل روز است در بازداشت و در بدترین شرایط جسمی و روحی بسر می برد و گفته می شود برای انکار محرومیت از تحصیل خود تحت فشار است.
خبرنامه امیر کبیر پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان پلی تکنیک تهران نیز با انتشار گزارشی در همین خصوص به نحوه ستاره دار کردن دانشجویان بر خلاف رویه معمول چهار ساله گذشته اشاره می کند و می نویسد: روز گذشته تعدادی از فعالین دانشجوئی در حالی كه با رتبه های بالا مرحله اول آزمون را پشت سر گذاشتند قادر به دیدن نتایج نهایی خود در سایت سازمان سنجش نشدند. این دانشجویان با دو پیام «مردود» یا ‹«لطفا به سازمان سنجش مراجعه كنید» مواجه شدند.
این در حالی است كه دولت احمدی نژاد به دلیل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و برخلاف رویه ی سالهای گذشته در مرحله اول و انتخاب رشته، سیاست های گزینشی و تبعیض آمیز رادر حذف فعالین دانشجویی اعمال نكرده بود و فعالین دانشجویی با اعلام نتایج آزمون خود در مرحله ی اول توانسته بودند کارنامه اولیه ی خود را دریافت نمایند. اما پس از گذشت انتخابات و در مرحله ی دوم، دولت کودتا همچون سال های قبل تعدادی ازفعالین دانشجویی را علی رغم رتبه های بالایشان «مردود آموزشی » اعلام كرد.
این گزارش در ادامه یادآوری می کند: از سال 85 كه این بدعت شوم در محرومیت دانشجویان از ادامه تحصیل به دلیل آنچه كه نداشتن صلاحیت عمومی خوانده می شود آغاز شده است تاكنون ده ها دانشجو به دلیل فعالیت های انتقادی نسبت به دولت از حق تحصیل در مقطع كارشناسی ارشد و دكتری محروم شده اند.
اعتراض دفتر تحکیم وحدت
دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی کشور، یکی از تشکل های فعال در عرصه سیاسی و مدنی در دانشگاه های کشور، روز گذشته بلافاصله بعد از اعلام و تائید خبر ستاره دار شدن تعداد دیگری از فعالان دانشجوئی با انتشار بیانیه ای تحت عنوان»ستاره دار کردن دانشجویان امسال پس از کودتا»به اعمال آپارتاید علمی دولت اعتراض کرد و خواستار آزادی هر چه سریع تر دانشجویان ستاره دار دربند شد.
در بیانیه این تشکل دانشجوئی آمده است: امروز در حالی نتایج نهایی آزمون ورودی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه ها اعلام شده است که بار دیگر همانند 4 سال گذشته شاهد آن هستیم که جمع کثیری از فعالین دانشجویی علی رغم کسب رتبه های ممتاز در این آزمون از راهیابی به دانشگاه باز ماندند و به دلایل عقیدتی با واژه «مردود» در هنگام اعلام نتایج نهایی مواجه شدند.این در حالی است که محمود احمدی نژاد درست چند ماه پیش درکنار ده ها ادعای دروغ درهنگام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم ادعا کرده بود که وجود دانشجویان ستاره دار در دولت او و همچنین ممانعت از تحصیل دانشجویان در مقاطع بالاتر به دلایل سیاسی و عقیدتی توسط دولت کذب محض است. این در حالی است که وجود صدها دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل خود گواه روشنی بر این سیاست حذفی و اظهارات کذب دولتمردان است. طبق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق تحصیل جزء حقوق اساسی آحاد مردم شناخته شده است.
در بخش دیگری از بیانیه دفتر تحکیم وحدت، با اشاره به پیاده کردن طرح های پیدا و پنهان دولت کودتا جهت تصفیه سیاسی دانشگاه ها، می خوانیم: ستاره دارشدن دانشجویان منتقد در کنار طرح اعطای سهمیه 40 درصدی به دانشجویان بسیجی و همچنین ده ها طرح پیدا و پنهان دیگر به منظور تصفیه سیاسی دانشگاه ها از دانشجویان و اساتید منتقد و مستقل همگی نشان ازعزم جدی دولت کودتا در پیگری و ادامه آپارتاید علمی درکشور دارد. آپارتاید علمی که هدف اصلی آن مختص نمودن تحصیل تنها به وابستگان، وفاداران و مجیزگویان دولت است و نمونه آن را تنها در دولت هایی مانند دولت آفریقای جنوبی در زمان آپارتاید شاهد بودیم.جالب آنکه دولت نهم به علت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری امسال ستاره دار کردن دانشجویان شرکت کننده در کنکور سراسری را چند ماه به تعویق انداخت تا پس از کودتای انتخاباتی با خیالی آسوده بار دیگر به این امر مبادرت ورزد.
دفتر تحکیم وحدت در پایان بیانیه خود با اشاره به وضعیت نامناسب شماری از دانشجویان ستاره دار بازداشت شده در جریان اعتراضات مردمی به کودتای 22 خرداد می نویسد: از سوی دیگر پس از کودتای اخیرشاهد آن هستیم تعدادی از دانشجویان ستاره دار سال های گذشته در کمال مظلومیت بازداشت شده اند و برای اعترافات ساختگی تحت فشارهستند تا با این نمایش مضحک اندکی از ننگ ستاره دارشدن دانشجویان بکاهند. حال آنکه تنها جرم آن ها این بود که گفته بودند«تحصیل حق ماست».همچنین در روزهای اخیرشاهد احضار فله ای عموم دانشجویان در بسیاری از دانشگاه های کشور به کمیته های انضباطی هستیم که در مواردی علت احضار آن ها به کمیته های انضباطی دعوت مردم به شرکت در انتخابات اعلام شده است.
دفتر تحکیم وحدت در پایان این بیانیه ضمن محکومیت ستاره دار کردن مجدد دانشجویان در سال جاری خواستار بازگشت کلیه دانشجویان ستاره دار به دانشگاه ها و رفع کلیه محرومیت های دانشجویان از تحصیل و همچنین آزادی بی قید و شرط دانشجویان ستاره دار در بند، ضیاء نبوی، مجید دری، پیمان عارف و شیوا نظرآهاری شده است.
مسئولان وزارت علوم: به کمک بسیج دانشجوئی برخورد می کنیم
دور جدید محرومیت از تحصیل دانشجویان منتقد و معترض و همچنین برخوردهای دامنه دار با دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور در حالی طی روزهای اخیر وارد فاز جدیدی شده که چهار شنبه گذشته به دنبال اوج گیری شایعات در خصوص تعطیلی دانشگاه ها به دلیل جلوگیری از اعتراضات دانشجوئی،حسین علیخانی دبیر شورای مرکزی کمیته انضباطی وزارت علوم در گفتگوئی با خبر گزاری مهر به شکلی کاملا واضح درصدد زمینه سازی برای برخورد با فعالان دانشجوئی و حرکت های اعتراض آمیز در دانشگاه ها برآمد و از برخورد کمیته های انضباطی و حراست دانشگاه ها به کمک بسیج دانشجوئی با دانشجویان معترض و منتقد سخن به میان آورد.
وی در این گفتگو ضمن رد تعطیلی دانشگاه ها درمهر ماه آتی گفت: وزارت علوم برای برخورد با دانشجویان معترض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری آمادگی دارد و علاوه بر بسیج دانشجوئی، صد هزار دانشجوی ایثارگر و شاهد داریم که سربازان گمنام امام زمان هستند و برای برخورد با دانشجویان معترض و یا هرگونه اعتراضات دانشجوئی آماده همکاری با کمیته های انضباطی و حراست های فعال در دانشگاه ها هستند.
از زمان روی کار آمدن دولت نهم در تمام چهار ساله گذشته کمیته های انضباطی و حراست ها در دانشگاه ها به همین شیوه ای که دبیر شورای مرکزی کمیته انضباطی وزارت علوم دولت کودتا اشاره کرده است، با صدها فعال دانشجوئی برخورد کرده و برای ده ها تن پرونده های قطوری در دادگاه ها تشکیل داده اند. این نوع تهدیدها و زمینه سازی ها برای برخوردهای گسترده با فعالان دانشجوئی پیش از این از جانب وزیر علوم دولت کودتا نیز مطرح شده بود.
سایر برخوردها
همزمان باادامه تهدیدهای مسئولان دولت کودتا در دانشگاه ها و وزارت علوم و ستاره دارکردن و احضار گروه گروه از دانشجویان معترض و منتقد، طی روزهای گذشته برخوردهای پراکنده دیگری نظیر اخراج از دانشگاه و صدور حکم حبس و همچنین تحویل جسد شکنجه شده یک دانشجوی دیگر به خانواده اش را نیز شاهد بوده ایم.
پنج شنبه گذشته جسد شکنجه شده محمد جواد پرنداخ، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان تحویل خانواده اش داده شد و در شهر گیلان غرب با حضور ماموران امنیتی و انتظامی به خاک سپرده شد. این دانشجوی کرد در جریان اعتراضات مردمی اصفهان به کودتای 22 خرداد دستگیر و به دلیل شدت جراحات وارده در اثر شکنجه در بازداشتگاه جان باخته بود. جسد شکنجه شده وی مدت ها بعد از جان باختن در سردخانه یکی از بیمارستان های اصفهان توسط خانواده اش شناسائی شد.
شاهو محمدی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد هم که در حال حاضر در زندان سنندج بسر می برد،از سوی مسئولان دانشگاه برای همیشه از ادامه تحصیل محروم شد. این فعال دانشجوئی به دلیل فعالیت های مسالمت جویانه دانشجوئی در مشهد دستگیر و در دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال حبس محکوم و سرانجام در چند روز گذشته با حکم محرومیت از تحصیل برای همیشه روبرو شد.
در همین راستا روز گذشته کاوه رضائی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه بو علی سینا همدان از سوی داگاه انقلاب کرج به 18ماه حبس تعزیری محکوم شد. این فعال دانشجوئی که همزمان در کمپین یک میلیون امضاء هم عضویت دارد پیش از این نیز به دلیل فعالیت های مدنی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر و مدتی را در بازداشت گذرانده و از دانشگاه اخراج شده بود. وی هم اکنون در حال سپری کردن دوران خدمت نظام وظیفه خود است.

دانشجوی بازداشتی 16 نفر استاد ها آزاد!

یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دیروز در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا در عین آنکه خبر از بازدید کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان اخیر از زندان اوین و احتمال ملاقات با دانشجویان زندانی داد، این را نیز گفت که "فقط 16 دانشجوی بازداشتی داریم و هیچ استادی هم در زندان به سر نمی برد".
حسین دو گانی که عضو کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان اخیرست، اظهار داشت: براساس اطلاعاتی كه به ما رسیده است16 دانشجو که پس از وقایع اخیر دستگیر شده اندهمچنان در بازداشت به سر می‌برند. کمیته بررسی بازداشت شدگان اخیر به احتمال فراوان با دانشجویان بازداشتی ملاقات خواهند داشت.
وی در ادامه بدون اشاره به اسامی دانشجویان بازداشت شده گفت: لیست اسامی دانشجویان بازداشتی به رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی داده شده است.
او که یکی از حامیان دولت کودتا در مجلس محسوب می شود، در حالی زندانی بودن 16 دانشجو را تائید کرد که پیش از این مسئولان وزات علوم و دانشگاه های تهران دستگیری و برخوردهای گسترده اخیر با دانشجویان را رد کرده بودند.این در حالیست که در 50 روز گذشته، به وِیژه در یک هفته اول بعد ازکودتای 22 خرداد، دانشجویان معترض با برخوردها و دستگیرهای گسترده و کم سابقه ای روبرو شدند و گزارش هاو خبرهای تائید شده حکایت از دستگیری ده ها دانشجو و احضار بیش از 70 دانشجو دارند.
طبق آخرین گزارش ها هم اکنون دستکم سی تن از دانشجویان دستگیر شده در اعتراضات مردمی اخیر با گذشت پنجاه روز از زمان بازداشت شان همچنان در زندان اوین بسر می برند و از وضعیت جسمی و روحی بیشتر آنان هنوز خبری در دست نیست.برخی منابع خبری مستقل، از جمله پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان پلی تکنیک تهران در چند روز گذشته اسامی و مشخصات این سی دانشجوی دربند را منتشر کردند.
عضو ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان اخیر در همین گفتگو، بازداشت برخی از اساتید برجسته دانشگاه های تهران را هم رد کرد و گفت : بر اساس اطلاعاتی که به کمیته ویژه بررسی بازداشت شدگان اخیر ارائه شده در حال حاضر هیچ یک از اساتید دانشگاه های تهران در زندان نیستند.
رئیس منصوب شده دانشگاه صنعتی شریف نیز پیش از این بازداشت برخی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف تهران و همچنین دستگیری دانشجویان در جریان اعتراضات مردمی را رد کرده و به خبرگزاری مهر گفته بود: دانشگاه صنعت شریف نه مسئول و نه دانشجوی بازداشتی دارد. تنها دو تن از اساتید دانشگاه را بر اساس سوء تفاهماتی یک شب بردند و صبح آزاد کردند. دانشگاه صنعتی شریف در اعتراضات اخیر تنها یک دانشجوی بازداشتی داشته که او نیز مدتی پیش آزاد شده است.
این ادعاها در حالی مطرح می شود که طبق خبرهای تائید شده از سوی منابع دانشگاهی و مطلع در این باره، در حال حاضر به طور مشخص سه تن از برجسته ترین اساتید دانشگاه های تهران از جمله: دکتر عبدالله رمضان زاده عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دکتر حسین علی عرب، رئیس بخش فارماکولوژی دانشکده دانشکده پزشکی و دکتر علی اصغر خدایاری، استاد یار گروه معدن دانشکده فنی دانشگاه تهران در بازداشت بسر می برند.
پیش از اینکه این نماینده حامی دولت و رئیس دانشگاه صنعتی شریف دستگیری استادان دانشگاه ها را رد کند، ادامه بازداشت اساتید دانشگاه های تهران و همچنین نحوه برخورد با آنها ، حتی صدای احمد توکلی، یکی از چهره های سرشناس اصولگرایان مجلس را نیز درآورده بود.اودو روز پیش ضمن اظهاراتی در مجلس به دستگیری برخی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف تهران و نحوه رسیدگی و برخورد با آنها اعتراض کرده بود.
گفتنی است در تازه ترین لیست منتشر شده از اسامی دانشجویان بازداشت شده، نام پنج تن از دانشجویان صنعتی شریف نیز به چشم می خورد که بیش از چهل روز است در زندان اوین در وضعیتی نامشخص بسر می برند.

نوبت به دانشگاه های همدان رسید

موج دیگری از احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی و صدور حکم تعلیق از تحصیل، به دانشگاه های همدان رسید. این برخوردها طی چند روز گذشته با احضار چند تن از فعالان دانشجوئی دانشگاه علم صنعت همدان و صدور حکم تعلیق برای چند ترم ادامه یافت.
در پی موج گسترده احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی در دانشگاه های سراسر کشور، هفته گذشته تعداد کثیری از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه بوعلی سینا همدان به کمیته های انضباطی و حراست دانشگاه احضار شدند.
خبرنامه امیرکبیر، پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان پلی تکنیک تهران، با تائید خبرهای منتشر شده، در این باره می نویسد: حمیدرضا صحرایی و سجاد حسینی فخر، از فعالین دانشجویی دانشگاه علم و صنعت چند روز پیش احضاریه های خود را دریافت کرده اند و اخبار دیگری نیز مبنی بر احضار چند تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه وجود دارد. همچنین بنا بر اظهارات دانشجویان در صدور این احضاریه ها موارد تخلف متعددی صورت می گیرد، مانند اینکه بر خلاف رویه های گذشته این کمیته احضاریه ها موضوع "حضور جهت پاسخگویی به پاره ای مسائل" را ذکر نموده است در حالی که تفهیم اتهام صورت نمی گیرد.
این منبع دانشجوئی علت احضار دانشجویان همدانی را فعالیت ها و اقدامات دانشجویان، در دوران قبل و بعد از انتخابات، نظیر اخراج عوامل صدا و سیما از دانشگاه و اعتراضات آنان پس از شهادت کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد این دانشگاه عنوان کرده است.
علاوه بر این، تجمع دانشجویان در دفتر رئیس این دانشگاه و اعتراض به عملکرد ضعیف وی در دی ماه گذشته، نیز باعث اعمال نظر شخص جبل عاملی، رئیس انتصابی دانشگاه برای احضار گسترده دانشجویان این دانشگاه شده است.
امیرکبیر در خصوص محرومیت از تحصیل دانشجویان همدانی می نویسد: در ترم تحصیلی گذشته حمیدرضا صحرایی مدیر مسئول نشریه هفته نامه ی توقیف شده ی پویش و سجاد حسینی فخر مدیر مسئول روزنامه خانه متروک به یک ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق محکوم شده بودند. علاوه بر دانشگاه علم و صنعت، دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان نیز با دریافت 21 ترم حکم تعلیق برای 11 دانشجو از این امواج مهرورزی بی نصیب نمانده اند.
همین گزارش در ادامه خبر از صدور حکم 21 ترم تعلیق برای یازده دانشجوی دانشگاه علم صنعت می دهد و می نویسد: کمیته انضباطی این دانشگاه، در اقدامی بی سابقه، 11 دانشجوی این دانشگاه را در مجموع به 21 ترم تعلیق محکوم کرد. سیاوش حاتم، پوریا شریفیان، حجت بختیاری، رضا جعفریان، مهدی مسافر، علی رضایی، فرید زندی، کیانوش رضایی، مهدی حکیمی، مصطفی مهدی زاده هر یک با دو ترم تعلیق و وحید امیری با 1 ترم تعلیق، دانشجویان محکوم شده هستند.
در بخش دیگری از همین گزارش، با اشاره به بازداشت چند تن از دانشجویان محروم از تحصیل، در جریان اعتراضات گسترده مردمی به کودتای 22 خرداد، احکام صادره برای دانشجویان همدانی "ناعادلانه" توصیف شده و آمده است: صدور این احکم ناعادلانه در حالی است که 5 نفر از این دانشجویان احضار شده به نام های سیاوش حاتم، پوریا شریفیان، مهدی مسافر، حجت بختیاری، رضا جعفریان، در اعتراضات گسترده پس از انتخابات توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از آزادی با قید وثیقه، با احکامی این چنین روبه رو شده اند. محمد صیادی یکی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان نیز از 46 روز پیش تاکنون در زندان الوند همدان در حال گذراندن حکم محکومیت خود می باشد.
پس از کودتای 22 خرداد دستکم صد ها تن از دانشجویان و فعالان دانشگاهی در دانشگاه های مختلف کشور از جمله سمنان، زنجان، مشهد و تبریز، دانشگاه صنعتی بابل، دانشگاه آزاد شهر ری، و نیز شماری از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و پلی تکنیک تهران به کمیته انضباطی دانشگاه ها احضار و بسیاری از آنان با احکام سنگین تعلیق از یک ترم تا سه ترم محکوم شده اند.
درحال حاضر بیش از سی دانشجوی دانشگاه های تهران بیش از یک ماه است که در بازداشت بسر می برند و از وضعیت جسمی و روحی آنان کماکان خبری در دست نیست.

شش سال و هفت ماه حبس برای صفارزاده

دادگاه تجدید نظر استان کردستان حکم شش سال و هفت ماه حبس برای روناک صفارزاده، دانشجو و عضو کمپین یک میلیون امضا را تائید و ابلاغ کرد. این حکم در حالی تائید می شود که روناک صفار زاده، بیست و سومین ماه بازداشت خود را در شرایطی نامساعد پشت سر می گذارد.
روناک صفار زاده که بیست و سه ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در سنندج دستگیر شد، ابتدا از سوی محافل امنیتی و قضائی با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در سازمان پژاک و عبور غیر مجاز از مرز روبرو شد. وی سپس به دلیل همین اتهامات به مدت چهار ماه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه سنندج تحت فشار و شکنجه قرار گرفت. با این حال وی در بازجوئی های تحت فشار و شکنجه و جلسات محاکمه، اتهامات وارده را نپذیرفت.
دادستان سنندج و قاضی پرونده وی، شخصا در جلسه دادگاه این فعال حقوق زنان را متهم به محاربه کرده بودند، اما این اتهام علیه وی به اثبات نرسید. دادگاه سنندج در آخرین جلسه رسیدگی به پرونده وی، او را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس دیگر محکوم کرد و همزمان دادگاه دیگری در استان آذربایجان غربی وی را به اتهام عبور غیر مجاز از مرز به هفت ماه حبس محکوم کردند. به این ترتیب در مجموع دادگاه انقلاب سنندج این عضو کمپین یک میلیون امضا را به شش سال و هفت ماه حبس محکوم کرد و این حکم روز گذشته توسط دادگاه تجدید نظر استان کردستان تائید و ابلاغ شد.
روناک صفار زاده که فعالیت چشمگیری در موسسه زنان آذر مهر استان کردستان و کمپین یک میلیون امضا داشته، در طول بیست سه ماه بازداشت، بارها تحت فشار و آزار و اذیت مسئولان زندان قرار گرفته و حتی چندین بار خبر ضرب و شتم وی به دستور قاضی امجد، بوسیله زندانیان دیگر منتشر شده است. وی در اعتراض به این برخوردها که موجب آسیب دیدگی جدی جسمی وی شده و همچنین در. اعتراض به رویه غیر قانونی رسیدگی به پرونده اش سه بار دست به اعتصاب غذا زد.
طبق آخرین خبرهای بدست آمده از وضعیت جسمی و روحی وی، او هم اکنون به شدت دچار افسردگی و ناراحتی های روحی شده و با اینکه در بند عمومی زندان نسوان سنندج بسر می برد، همچنان از دسترسی به درمان و معالجات پزشکی محروم است.
شایان ذکر است که در مناطق کردنشین کشور علاوه بر روناک صفار زاده، دو فعال دیگر حقوق زنان به نام های هانا عبدی و زینب بایزیدی به دلیل فعالیت های مسالمت جویانه در حوزه زنان ماه هاست در زندان بسر می برند . این دو نفر هم با پرونده ای مشابه پرونده صفار زاده هر کدام به پنج سال حبس در تبعید محکوم شده اند و هم اکنون دوران حبس در تبعید خود را می گذرانند.

در قوه قضاییه کودتا شده است

بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران
سازمان دانش آموختگان ایران روز گذشته با صدور چهارمین بیانیه پس ازکودتای 22 خرداد،ضمن محکوم کردن برگزاری دادگاه فرمایشی فعالان اصلاح طلب و تنفیذ حکم احمدی نژاد،قوه قضاییه رانهادی خواند که اینک بخشی از آن علیه بخش دیگرش،کودتا کرده است.
این بیانیه در حالی منتشر شده که اخبار نگران کننده ای در مورد فشار بر اعضای بازداشت شده این سازمان از جمله عبدالله مومنی و دیگر بازداشت شدگان بعد از کودتای 22 خرداد،منتشر شده است.
در آغاز این بیانیه که خطاب به مردم ایران نوشته شده،می خوانیم: بیدادگاه برپا شده برای محاکمه تعدای از فعالان سیاسی و ده ها شهروند معترض به کودتای 22 خرداد و کشتار و سرکوب های پس از آن نشان داد که فساد ناشی از تقلب در آرا ملت که د روهله اول دولت و قوه مجریه را از سلامت و مشروعیت انداخته بود،اینک همچون ویروس کشنده ای به سایر اجزا و قوای حاکمیت رخنه کرده و دفاع کورکورانه زمامداران وهسته های اصلی قدرت از عده ای جاهل،جاعل و جانی می رود تا یکسره مشروعیت نظامی را که روزی بریا تحقق آرمانهای والای ملی و اخلاقی ملت ایران از پس سال هاتحمل مصائب مبارزه با استبداد و خودکامگی شکل گرفته بود، بر باد دهد.
در ادامه این بیانیه با اشاره به اینکه "دستگاه قضائی که بایستی مرجع تظلم خواهی مردمان باشد اینک به نهادی بدل شده است که بخشی از آن علیه بخش دیگر کودتا کرده" تاکید شده است که: "نمایش بیدادگاه روز ده مردادماه و پرده‌های آتی آن بدان حد از حداقل رعایت تشریفات و بدیهیات برپایی یک محاکمه حتی با استانداردهای معیوب سیستم قضایی فعلی بی بهره است که بی شک برگی سیاه و زشت در تاریخ حقوقی کشور خواهد بود که آیندگان با سرافکندگی بایستی به تحقیق و پژوهش در باب علل وقوع چنین فاجعه‌ای در نظام حقوقی کشوری که بیش از صد سال سودای حاکمیت قانون را در سر داشته است، بپردازند.براستی حاکمان از برپایی چنین صحنه‌ای از تبلور خودکامگی چه چیزی را جستجو می‌کنند؟ رییس قوه قضاییه که آخرین روزهای ریاست خود را می‌گذراند اگر وجدان خود را به قضاوت گیرد آیا نباید بر سر این ویرانه که وامی‌نهد و در خرابه‌های آن «کرامت انسان» به مسلخ می‌رود، شیون کند؟ آیا پس از ده سال، نتیجه نهایی شعار توسعه قضایی، حبس زدایی و عدالت کیفری انداختن شال‌های رنگی بر گردن قضاتی است که از رعایت بدیهی‌ترین اصول قضایی در دادرسی شانه خالی می‌کنند؟"
در بخش دیگری از این بیانیه می خوانیم: "در محکمه رسوائی که به راه انداخته‌اند بیانیه‌ای سیاسی را با عنوان مجعول، بی سابقه و بدون محتوای «کیفرخواست عمومی»که هیچ جایی در مفاهیم حقوقی تعریف شده ندارد، قرائت می‌کنند و ساعت‌ها از زبان‌ متهمان به مدح و ذم شخصیت‌ها و جریانات سیاسی می‌پردازند و از قانون دم می‌زنند اما بیان آشکار اصل 168 قانون اساسی را که اشعار می‌دارد: «رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد»» زیر پا لگدمال می‌کنند. "
سازمان دانش اموختگان ایران در این بیانیه همچنین با اشاره به سالگرد انقلاب مشروطیت،این سئوال را مطرح کرده است که: "آیا حاکمان می‌پندارند که با پخش چنین نمایشی از رسانه‌های دروغ می‌توانند برای دولت برآمده از کودتای انتخاباتی مشروعیت و مقبولیتی مردمی کسب کنند؟ آیا تصور می‌کنند که با چنین محاکمه‌ای می‌توانند سرپوشی برای آراء به سرقت رفته، شکنجه‌گاه‌های هولناک و جان‌های ستانده شده دست و پا کنند؟"
در بخش پایانی این بیانیه می خوانیم: "سازمان دانش آموختگان ایران [ادوار تحکیم وحدت] اعلام می‌کند که اقاریر و اعترافات فعالان سیاسی دربند که تاکنون و یا از این پس منتشر شده یا می‌شود تنها از آن جهت قابل توجه است که سند و مدرکی در جهت اثبات جرایم عوامل تهیه آن پیش‌روی محاکم صالح و مستقلی می‌گذارد که در آینده به جنایات گسترده و نظام‌مند رخ داده در این مدت رسیدگی خواهند کرد و جز این هیچ‌گونه ارزشی ندارد".این تشکل دانشجویی همچنین بار دیگر "نگرانی خود را از تداوم بازداشت آقایان احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی دبیرکل و سخنگوی این سازمان" اعلام و تاکید کرده است "که حفظ جان کلیه بازداشت‌شدگان و از جمله این دو تن مستقیما برعهده حاکمیت و عوامل این گروگانگیری سیاسی بوده و نیز اعلام می‌دارد که این سازمان از هیچ ابزار قانونی و مسالمت‌آمیزی در جهت دفاع از حقوق اعضای خود و سایر بازداشت‌شدگان بی‌گناه، نخواهد گذشت."
آخرین تماس های احمدزیدآبادی و عبدالله مومنی موجی از نگرانی رادامن زده است.خبرهای مرتبط در این خصوص حاکی از آن است که آنان در سلول های انفرادی،تحت شدید ترین فشارها قرار دارند.

در برابر پیشگاه خدا و ملت پاسخ دهید

نامه دوازده کارگردان برجسته ایرانی به نمایندگان:

روز گذشته همزمان با آغاز محاکمه سران اصلاح طلب معترض به تخلفات انتخاباتی، دوازده تن از کارگردانان آشنای سینمای ایران درنامه ای خطاب به نمایندگان مجلس، دوازده پرسش را درباره نحوه رعایت دوازده بند از قانون اساسی مطرح کردند.
کارگردانان سینمای کشور ضمن اعتراض به ادامه سرکوب ها، بازداشت ها و محاکمه های فرمایشی و با بیان نگرانی های خود در مورد وضعیت کشور پس از انتخابات 22 خرداد، خواستار پاسخگوئی نمایندگان مجلس در خصوص زیر پاگذاشتن دوازده بند از قانون اساسی از سوی دولت شدند.
رخشان بنی اعتماد، محمدرضا اصلانی، کامبوزیا پرتوی، کیومرث پوراحمد، کمال تبریزی، احمدرضا درویش، خسرو سینایی، کامران شیر دل، رسول صدر عاملی، کیانوش عیاری، اصغر فرهادی و مجید مجیدی دوازده کارگردانی هستند که از نمایندگان مجلس پرسیده اند: اکنون همه آنها که بر کرسي خانه ملت تکيه زده‌اند، در پيشگاه تاريخ و وجدان‌هاي آگاه ملت ايران پاسخ دهند که ميان مضمون آن سوگند به خداوند و کتاب الهي با مصائبي که امروز بر مردم توفان‌زده کشورمان مي‌رود چه نسبتي وجود دارد؟

متن نامه کارگردانان
متن کامل نامه کارگردانان بزرگ سینمای ایران خطاب به نمایندگان مجلس به این شرح است: ما نگرانيم!
ما فيلمسازان ايران، كارمان تصويرگري است و به دلالت حرفه خود چشم و گوش ملت خويشتنيم تا راوي كمال انساني باشيم. خانه ملت ايران به روايت تاريخ خود، بنيانگذار قانون اساسي است و نمايندگان ملت ايران به نص قانون اساسي و سوگندي كه ياد كرده‌اند در اين خانه، موظف به حفظ قانون‌اند. اين روزها چشم‌هاي نگران ما و ملت ما به صحنه اجتماع خويش دوخته شده. در اين زمان اندك پس از آن شور عظيم چنان وقايع جانكاهي رخ نموده كه ما نيز از باور آن باز مانده‌ايم. ما نگرانيم! ما تصويرگران آمال مردم ايران از كساني كه با سوگندشان پايبندي به اصول قانون اساسي را ميثاق خود قرار داده‌اند سوال مي‌كنيم كه اصول مندرج در قانون اساسي در بندهاي ذيل با شرايط كنوني كشورمان ايران چه نسبتي دارد؟ اول ـ سوگند نمايندگان / اصل شصت و هفتم قانون اساسي: وكلاي ملت به خداي قادر و قرآن مجيد سوگند ياد مي‌كنند كه در انجام وظايف وكالت امانت و تقوا را رعايت نموده، به استقلال، اعتلاي كشور، حفظ حقوق ملت، خدمت به مردم، قانون اساسي و استقلال و آزادي مردم پايبند و متعهد باشند.
دوم ـ حق حاكميت ملت/ اصل پنجاه و ششم قانون اساسي: حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است و هيچ‌كس نمي‌تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.
سوم ـ آزادي/ اصل نهم قانون اساسي: در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه‌اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي‌هاي مشروع را هر چند يا وضع قوانين و مقررات سلب اند.چهارم ـ تفتيش عقايد/ اصل بيست سوم قانون اساسي: تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ‌كس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
پنجم ـ مطبوعات/ اصل بيست و چهارم قانون اساسي: نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين مي‌كند.
ششم ـ سانسور- استراق سمع- تجسس/ اصل بيست و پنجم قانون اساسي: بازرسي و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، ‌استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.
هفتم ـ بازداشت‌ها/ اصل سي و دوم قانون اساسي: هيچ‌كس را نمي‌توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي‌كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه در اسراع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.
هشتم ـ شكنجه / اصل سي و هشتم قانون اساسي: هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار براي كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل قانون مجازات مي‌شود.
نهم ـ مجازات‌ها/ اصل سي و ششم قانون اساسي: حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. دهم ـ محاكم / اصل سي و پنجم قانون اساسي: در همه دادگاه‌ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد. يازدهم : رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي/ اصل يكصد و شصت‌و هشتم: رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علني‌است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد. نحوه انتخاب شرايط، اختيارات هيات منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون براساس موازين اسلامي معين مي‌كند.
دوازدهم ـ تجمعات / اصل بيست و هفتم قانون اساسي: تشكيل اجتماعات وراهپيمايي‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است. اكنون همه آنان كه بر كرسي خانه ملت تكيه زده‌اند، در پيشگاه تاريخ و وجدان‌هاي آگاه ملت ايران پاسخ دهند كه ميان مضمون آن سوگند به خداوند و كتاب الهي با مصائبي كه امروز بر مردم توفان زده كشورمان مي‌رود چه نسبتي وجود دارد؟ ما نگرانيم! رخشان‌بني اعتماد، محمدرضا اصلاني، كامبوزيا پرتوي، كيومرث پوراحمد، كمال تبريزي احمدرضا درويش، خسرو سينايي، كامران‌شيردل رسول صدرعاملي، كيانوش عياري، اصغر فرهادي و مجيد مجيدي

جوانان کرد همچنان محارب قلمداد می شوند

پنج جوان کرد 18 تا26 ساله روز دو شنبه به اتهام محاربه در شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شدند. بر اساس گزارش های منابع محلی این پنج نفر که بیشتر از سه ماه است در زندان بسر می برند برای پذیرفتن این اتهام تحت فشار و شکنجه هستنداماهیچ کدام از آنها تاکنون اتهامات وارده را نپذیرفته اند.
بنا بر آنچه از سوی منابع خبری محلی در مناطق کردنشین منتشر شده است بهمن سعیدی 20 ساله، جهانبخش احمدی 26ساله، هوشیار احمدی 19 ساله، سیوان رحیمی20 ساله و سیروان محمودی 26 ساله، دو روز پیش در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی سنندج از سوی قاضی پرونده با اتهام محاربه روبرو و با این اتهام محاکمه شدند.
منابع خبری در خصوص اتهام این پنج نفر که همگی از اهالی یک روستای کوچک از توابع سنندج هستند، نوشته اند: درمناطق کردنشین اتهام محاربه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به کسانی نسبت داده می شود که وابسته به احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی هستند، این اتهام بدون بررسی لازم به تائید مراجع قضائی می رسد و تاکنون احکام سنگینی نظیر اعدام، حبس ابد و حبس های طویل المدت برای فعالان کرد و حتی فعالان مستقل مانند دانشجویان، معلمان، زنان و روزنامه نگاران به همراه داشته است. اما دراکثر موارد چنین اتهامی علیه فرد متهم شده در دادگاه به اثبات نرسیده است.
همین منابع می افزایند :دستگیری چند جوان در یک روستای دور افتاده و متهم کردن آنها به محاربه اولین بار نیست که در مناطق کردنشین اتفاق افتاده است و مطمئنا آخرین بارهم نیست. در مورد این پنج جوان هم هنوز مشخص نیست که دادگاه با تفهیم چه نوع فعالیت ها و یا مواردی که در قوانین قضائی اتهام تعریف می شود و شخص با آنها در جایگاه محارب قرارمی گیرد، آنان را متهم به محاربه کرده است.
با آنکه گفته می شود این پنج نفر در طول این سه ماه بارها از زندان سنندج به یکی از بازداشتگاه های اداره اطلاعات سپاه جهت شکنجه برای اقرار به اتهاماتی همچون همکاری با یکی از احزاب کرد، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ تجزیه طلبی انتقال داده شده اند، اما هیچ کدام اتهامات مزبور را نه در بازجوئی ها و نه در دادگاه نپذیرفته اند. به همین دلیل آنها بلافاصله بعد از پایان جلسه دادگاه به جای بازگردانده شدن به زندان مرکزی سنندج، به یکی از بازداشتگاه های اطلاعات سپاه پاسداران انتقال یافته اند.
مراجع قضائی و امنیتی تاکنون به طور رسمی اتهامات این پنج جوان کرد را اعلام نکرده و از هر نوع هیچ نوع اظهار نظری در مورد آنان و جلسه رسیدگی به اتهامات نسبت داده شده خودداری کرده اند.
این پنج نفر با وجود اینکه سه ماه از زمان بازداشت شان می گذرد، هنوز اجازه ملاقات با خانواده و وکلایشان را نداشته اند. درمیان آنها هوشیار احمدی 19 ساله که مبتلا به بیماری دیابت است، در تمام مدت حبس و شکنجه، از هر گونه امکان دسترسی به دکتر و دارو محروم بوده است.
خانواده این جوان نوزده ساله که تاکنون امکان ملاقات با فرزند شان را نیافته اند به شدت نگران وضعیت او هستند اما کماکان مسئولان و مراجع قضائی استان کردستان پاسخی به آنان نمی دهند. آنها می گویند فرزندشان هرگز هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته و بی گناه است.
گفتنی است تاکنون 12 زندانی کرد که به اتهام فعالیت های مسالمت جویانه مدنی دستگیر شده اند، در دادگاه انقلاب به اتهام محاربه محاکمه و به اعدام محکوم شده اند.

Sunday, July 26, 2009

ادامه بازداشت شاپور کاظمی

اعتراض به اتهامات پراکنی علیه برادر زهرا رهنورد
اواخر هفته گذشته بعد از گذشت بیش از یک ماه، فاش شد که شاپور کاظمی برادر زهرا رهنورد در بین بازداشت شدگان معترض به کودتای انتخاباتی 22 خرداد است. فاش شدن خبر دستگیر برادر همسر میرحسین موسوی کاندیدای اصلاح طلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باعث شد تا زهرا رهنورد به علت و چرایی بازداشت و مخفی نگه داشتن این خبر بپردازد. این خبر البته پیش تر بدن ذکر نام شاپور کاظمی در نامه یکی از نمایندگان حامی احمدی نژاد در مجلس به هاشمی رفسنجانی مورد اشاره قرار گرفته و با حواشی فراوان وارد برخی از سایت ها و روزنامه های حام دولت کودتا شده بود.
بنا بر اخبار منتشر شده، شاپور کاظمی، برادر 62 ساله دکتر زهرا رهنورد در اولین دور دستگیری های گسترده بعد از کودتای انتخاباتی22 خرداد به همراه بسیار از فعالان سیاسی شناخته شده جبهه اصلاحات، در منزل خود دستگیر و بلافاصله و بدون سرو صدا به زندان اوین انتقال داده شده است. در حالی که گفته می شود وی نه فعال سیاسی بوده و نه فعالیت های تبلیغاتی به نفع موسوی داشته است.
با این حال خبرهای مربوطه نشان می دهد با آن میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و احترام السادات نواب صفوی مادر وی از ماجرا دستگیری و اطلاع داشته اند، اما اجازه نداده اند که این خبر وارد حوزه عمومی شود. اما طی هفته گذشته همزمان با ادعاهای مقامات امنیتی و قضائی در مورد پخش اعترافات تعدادی از دستگیر شدگان و افزایش نگرانی در این خصوص که کماکان بسیار از دستگیر شدگان، بوِیژه نزدیکان موسوی برای اقرار به اتهامات نسبت داده شده به آنان، تحت فشار و شکنجه هستند، تعدادی از سایت ها و روزنامه های حامی دولت کودتا علاوه بر آن که خبر مزکور را فاش کردند، اتهامات غیر منتظره را نیز متوجه وی کردند و مطرح کردند که برادر زهرا رهنورد به پاره ای اتهام نسبت داده شده اعتراف کرده است.
فاش کردن این خبر همراه با حواشی توسط سایت ها و روزنامه های دولت کودتا، موجب واکنش زهرا رهنورد خواهر و احترام السادات نواب صفوی مادر وی شد. فاش شدن خبر توسط نماینده مجلس یک شنبه گذشته الیاس نادارن نماینده مردم تهران در نامه ای به هاشمی رفسنجانی با اشاره به حوادث اخیر، از فردی نام می برد که به گفته وی برادر همسر یکی از سردمداران اعتراضات اخیر بوده و هدایت بخشی از اغتشاشات خیابان های تهران را بر عهده داشته است. چند روز بعد از آن برخی از سایت ها و روزنامه های حامی دولت کودتا نوشتند شخص مورد اشاره الیاس نادارن در نامه به هاشمی کسی نیست غیر از شاپور کاظمی برادر همسر میر حسین موسوی.
سایت جهان نیوز یکی از سایت های که طی روزهای اخیر شایعه پراکنی گسترده ای را علیه خانواده رهنورد راه انداخته است در این خصوص با اشاره به بیوگرافی شاپور کاظمی، اتهاماتی عجیب را متوجه وی کرد و نوشت: شاپور کاظمی برادر زهرا رهنورد حدوداً ۵۵ ساله و مجرد دارای گرین کارت ایالات متحده آمریکا (روادید اقامت دائم در آمریکا) است و رفت و آمد زیادی به آمریکا دارد و از بدهکاران سیستم بانکى کشور مى باشد. نامبرده در اعترافات خود به هدایت آشوب در حوادث اخیر و آتش زدن دست کم ۷ وسیله نقلیه اعتراف کرده است. نکته جالب اینکه وى از ۱۰ سال پیش با خانمى داراى سابقه همکارى با گروهک منافقین ارتباط داشته و در ایام اغتشاشات نیز با این خانم در یک خانه تیمی زندگی می کرده است. نسبت دادن چنین اتهاماتی به شاپور کاظمی، با واکنش زهرا رهنورد روبرو شد. سایت قلم نیوز به عنوان تنها منبع رسمی بازتاب دهنده نظرات و اخبار مربوط به میر حسین موسوی و زهرا رهنورد در این خصوص نوشت: زهرا رهنورد درباره انتشار اخباری توسط برخی از رسانه‌ها و نمایندگان مجلس، ضمن تکذیب اخبار منتشره و تقبیح روش‌های غیراخلاقی و شکستن حریم قانون و اخلاق گفت: بیش از یک ماه است که مهندس کاظمی در بازداشت به سر می‌برد و طی این مدت ضمن اینکه خانواده و والدین پیرم را به صبر و توکل دعوت کرده‌ام خود نیز از ایجاد تنش و حتی اقدامات رسانه‌ای اجتناب ورزیدم. به والدینم گفته‌ام که برادرم نیز همانند همه کسانی که به سرنوشت کشور خود علاقه‌مند بوده ودر زندان به سرمی‌برند و با توجه به این که فردی غیر سیاسی است به زودی آزاد می‌شود. به گزارش قلم نیوز، زهرا رهنورد که در جمع خانواده های زندانیان سیاسی سخن می گفت، در خصوص اتهاماتی که یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس متوجه برادرش کرده است، گفت: انتشار چنین اخبار کذبی توسط یک نماینده مجلس و بدنبال آن موج مهندسی شده ایراد اتهام و افترا پراکنی و تشویش اذهان عمومی علیه برادرم را قابل تحمل ندانسته و به همین دلیل بنده را وادار به پاسخگویی و پیگیری این اتهامات از طریق مجاری قانونی کرد. تاکنون از همه روش‌های قانونی و مسالمت آمیز توام با بردباری و متانت برای آزادی وی و دیگر بازداشت شدگان استفاده کرده‌ایم و امیدوار بودیم قانون و دادرسی منصفانه جریان اشته باشد اما اکنون شاهد سناریوی مهندسی پرونده سازی و تمسک به روش‌های غیر اخلاقی و منافی اصول و قوانین توسط برخی از مفتریان هستیم که متاسفانه برای نیل به مقاصد کوتاه مدت سیاسی خود و تبارشان، حیثیت و آبروی افراد را به بازی می‌گیرند با این تصور که با روش‌های انحرافی می‌توانند سرپوشی بر اعمال ارتکابی نافی قانون و اخلاق خود بگذارند. زهرا رهنورد در ادامه واکنش خود، نسبت به ادامه بازداشت همه دستگیر شدگان اخیر و همچنین اتهام زنی ها و فرافکنی ها علیه آنان هشدار داد و بیان کرد: پرونده سازان بدانند با تداوم چنین مشی‌ای غضب الهی دامنگیرشان خواهد شد و ملت نیز ایشان را مطرود کرده و اعمال فشار بر مهندس موسوی و من کارگر نخواهد بود. من اعلام می‌کنم که اگر از مهندس کاظمی به زور اقرا برگیرند یا صدها برگ بر ضد مهندس کاظمی چاپ کنند و ارائه دهند نه من و نه ملت این‌ها را باور نخواهند کرد. در خواست احترام السادات نواب صفوی در همین حال روز گذشته نیز احترام السادات نواب صوفی مادر زهرا رهنورد و شاپور کاظمی، با ارسال نامه ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی خواستار آزادی فرزند و همه بازداشت شدگان خیر شد. در بخشی از نامه کوتاه مادر شاپور کاظمی به آیت الله خامنه ای آمده است: پسر ارشدم که 62 سال سن دارد مهندس شاپور کاظمی که خدمتگزار علمی‌کشور است اکنون، پس از انتخابات در زندان به سر می‌برد و یک ماه است که نگران او هستم او دارای همسری بیمار، سه فرزند، عروس، داماد و نوه می‌باشد و دارای زندگی معمولی و آبرومندانه. خانم نواب صفوی خاطر نشان کرده است: فرزند من شخصی زبده با بیش از 40 سال سابقه خدمت در عرصه مخابرات کشور است و اکنون حداقل به واسطه او، روزی 300 نفر درکارخانه به طور مستقیم و بیش از میلیونها نفر به طورغیر مستقیم از خدمات علمی او بهره‌مند می‌شوند. ناگهان امروز مطلع شدم، که او مورد تهمت قرارگرفته که وابسته به منافقین یا بیگانگان یا از سردامداران اغتشاشات است. این تهمت یا از سراشتباه است یا کذب محض، چنین رفتاری از روحیه وطن‌خواه و ملی او و سابقه خانوادگی ما به‌دور است.

خون های ریخته شده مشمول زمان نخواهد شد



بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران در سالروز سی تیر
سازمان دانش آموختگان ایران[ادوار تحکیم وحدت] سومین بیانیه خود پس از کودتای 22 خرداد را روز گذشته همزمان با سالروز سی تیر صادر کرد. در این بیانیه که خطاب به مردم ایران نگاشته شده، لزوم پیگیری جنایات کودتاگران علیه مردم، ضرورت تشکیل یک جبهه ملی و فراگیر و همچنین برگزاری رفراندم در مورد دولت برآمده از کودتا، مورد تاکید قرار گرفته است.
ادوار تحکیم که از حدود یک ماه پیش بسیاری از اعضای ارشد و مرکزی آن از جمله احمد زید آبادی و عبدالله مومنی دبیر و سخنگوی سازمان، توسط نیروهای امنیتی ربوده و بازداشت شده اند،در این بیانیه با اشاره به اینکه "بیش از یکماه از کودتا علیه اراده آهنین و عزم استوار" مردم "برای ایجاد تغییر در فضای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور می‌گذرد و در این مدت مبارزات حق طلبانه و آزادی‌خواهانه" آنان "به شکل بی‌سابقه‌ و هولناکی سرکوب شده و ایران روزهای تلخ و دردناکی را در امتداد تاریخ طولانی خود تجربه می‌کند" می نویسد: "ملت ما در روزهایی که گذشت داغدار از دست دادن تعداد نامعلومی از شهروندان سرفرازی شد که مظلومانه و در راه دفاع از آزادی و مبارزه با دیکتاتوری دروغ و فریب جان باختند و اجساد پاکشان غریبانه به خاک سپرده شد. همچنین این روزها ایرانیان شرافتمند و آزادی‌خواه در سراسر دنیا نگران صدها عزیز دربندی هستند که طی سالها جز با انگیزه دفاع از کرامت انسان و ارتقا و پیشرفت میهن خود گامی برنداشته‌اند.این همه کافی است تا ملتی به عزا بنشیند. اما سوگ ملت ما وقتی افزون می‌شود که این همه جور و بی عدالتی از سوی حاکمان امروز ایران با طرح بی سابقه‌ترین دروغ‌ها و نیرنگ‌ها به اجرای قانون و قانونمداری تعبیر می‌شود و با هزینه از باورهای دینی و مذهبی که بایستی زیربنای اخلاق اجتماعی باشند، قبیح‌ترین جنایات علیه مردم توجیه و مشروع نشان داده می‌شود.با این وجود سنت تاریخی و الهی رسوایی دروغگویان و سرنگونی مستبدان مغرور امری قطعی است. اگر تا دیروز کشتار، ضرب و شتم و دستگیری معترضان و نیز تخریب اموال عمومی از سوی عوامل نظامی کودتاگران با انواع و اقسام دروغ‌هایی نظیر برخورد قانونی با اغتشاشگران یا نفوذ تروریست‌ها در میان مردم توجیه می‌شد آیا دولت کودتایی و حامیان آن می‌توانند همچنان دم از ابتنای بر مبانی مذهبی و اشتغال خود به اجرای احکام شریعت بزنند؛ وقتی عوامل آنها در میان نمازگزاران نشسته در صفوف نمازجمعه گازاشک آور شلیک و ده‌ها نفر از نمازگزاران را دستگیر و وقیحانه در اطلاعیه‌های رسمی به کرده خویش اعتراف می‌کنند؟ و از این پس با در دست داشتن چنین کارنامه‌ای چگونه از تعرض به نمازجمعه فلسطینیان در مسجدالاقصی به عنوان جنایت یاد خواهند کرد؟ حاکمانی که بیماران ناتوان و زنان باردار را به جرم نشر افکار در حبس دارند و جسد جوانان و نوجوانان بی‌گناه را از درب زندان خویش تحویل مادران داغدیده می‌دهند چگونه مدعی می‌شوند که مشروعیت خویش را از جانب خداوند کسب کرده‌اند درحالی که ستاندن جان انسانها را به جای صیانت از امنیت آنها به کارویژه خویش بدل نموده‌اند."
در ادامه بیانیه ادوار تحکیم خطاب به "ایرانیان آزادی‌خواه" آمده است: "برگزاری انتخابات اخیر و نتایج حاصل از آن که با مشارکت طیف گسترده‌ای از جناح‌ها و جریانات سیاسی کشور صورت گرفت علاوه بر اینکه یکبار دیگر بی‌کفایتی دولت نهم را که حتی از پوشاندن نشانه‌های آشکار تقلب‌ها و تخلفات گسترده خود عاجز است نشان داد، به روشنی عدم کارآیی نظام انتخاباتی و همچنین بسیاری از ساختارهای قانونی موجود را به رخ کشید. در واقع تلاش راهبران کودتا برای قانونی جلوه دادن عملکرد خود و تاکید مکرر آنان بر رعایت معیارهای قانونی و التزام به ساختارهای حقوقی موجود به منظور سرپوش گذاردن بر این واقعیت انجام می‌پذیرد که نظام توزیع قدرت کنونی توان انطباق با اراده اکثریت ملت را نداشته و قانون را تنها به مثابه‌ ابزاری برای تحدید جمهوریت، سرکوب اعتراضات مردمی و توجیه خشونت‌ عریان خود می‌خواهد. اما نباید از یاد برد که تجربه طغیان استبداد را برای اولین بار در 22 خرداد تجربه نکرده‌ایم. تاریخ جنبش آزادی‌خواهی این ملت دستکم در 100 سال اخیر موارد مشابه‌ بسیاری را پیش‌روی ما می‌گذارد و پیروزی واقعی زمانی به دست می‌آید که با بهره‌گیری از آن تجارب به تلاش برای بازستاندن رای ملت و حرکت به سوی استقرار دموکراسی و حقوق بشر همت گماریم. بی شک برای نیل به این پیروزی وحدت و اتحاد نیروهای سیاسی منتقد در این شرایط بر حول محور مطالبات اساسی مردم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چنین وحدتی البته بایستی به شکلی نظام‌مند تبلور یافته و با بهره‌گیری از قدرت اجزای خود و نیز حمایت شهروندانی که معتقدند رای آنها به سرقت رفته است، به عرصه سیاست وارد شده و به پیگیری حقوق ضایع شده مردم بپردازد. خوشبختانه چنین اقدامی به درستی از سوی رهبران جنبش سیاسی امروز ایران به ویژه آقایان موسوی و کروبی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. بر این اساس سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) پیشنهاد تشکیل جبهه‌ای ملی و فراگیر با مشارکت احزاب، تشکل‌ها و جریانات سیاسی معترض به وضع موجود را اقدامی موثر و الزامی می‌داند که با توجه به عدم پذیرش مشروعیت تشکیل دولت برآمده از کودتای 22 خرداد از سوی این سازمان، اجرایی کردن آن علاوه بر تاثیر مثبت در راهبری اعتراضات می‌تواند منشاء خیر و برکات دیگری نیز باشد."
در بخش دیگری از این بیانیه می خوانیم: "به باور ما در رهبری چنین جبهه‌ای علاوه بر دو کاندیدای معترض بایستی شخصیت‌های اصلاح‌طلب و تحول‌خواه موجه، معتبر و شجاع دیگری نیز حضور یابند تا همچنانکه در آخرین مواضع آقایان موسوی و کروبی مورد تاکید قرار گرفته است اهدافی همچون «تلاش برای احیای انتخابات آزاد و عادلانه»، «پی‌گیری مجازات عاملان تقلب در انتخابات و نقض حقوق اساسی مردم»، «دفاع از آزادی رسانه‌ها و جریان آزاد اطلاعات» و... را از طریق این جبهه پی‌گیری نمایند." این تشکل دانشگاهی همچنین در بیانیه خود "پیشنهاد برگزاری رفراندومی جهت اخذ نظر مردم در مورد سلامت انتخابات برگزار شده و مشروعیت نتایج آن را زیر نظر نهادی بی‌طرف و مورد وثوق، راهکاری عملی پیش روی حاکمیت می‌داند که از طریق عمل بدان بتواند در مسیر بازگرداندن اعتماد عمومی و مشروعیت از دست رفته خویش گام بردارد."سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در عین حال در بیانیه خود متذکر شده است که "پی‌گیری مجازات آمران و عاملان خون‌های به ناحق ریخته و جنایات صورت گرفته علیه شهروندان بی‌دفاعی که منطبق بر قانون اساسی جهت اعتراض مسالمت‌آمیز به خیابان‌ها آمدند در جریان هرگونه روند سیاسی نبایستی متوقف شود و درصورتی که قوه قضاییه بر اساس وظیفه ذاتی خود نسبت به شناسایی، تعقیب و محاکمه متهمان به ارتکاب این جرایم که اسناد بسیاری نیز در ارتباط با آن موجود است اقدام نکند رسیدگی به این جنایات می‌تواند از محاکم کیفری بین‌المللی نیز درخواست و پی‌گیری شود و قطعا این مساله امری نیست که شامل مرور زمان شود."
پایان بخش این بیانیه، اعتراض سازمان ادوار تحکیم وحدت نسبت به "تداوم بازداشت آقایان احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی دبیرکل و سخنگوی این تشکل" است و "بازداشت تعداد دیگری از اعضای این سازمان از جمله آقایان احمد مدادی، رئوف طاهری، رضا عباسی و محمد قائم مقامی" محکوم شده است.

احضار و دستگیری 66 دانشجو



به دنبال احضار دست کم شانزده دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل به کمیته انضباطی این دانشگاه و دستگیری تعدادی دیگردر هفته قبل، طی دو روز گذشته هم منابع خبری از احضار دست کم 63 دانشجوی دیگر در تهران، سمنان، تبریز و مشهد و 3 دستگیری تازه خبر دادند.
در تازه ترین برخوردها با فعالان دانشجوئی و به ویژه دانشجویان فعال در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، کمیته های انضباطی در دانشگاه های مختلف، به رغم تعطیلی دانشگاه ها، به شکل گسترده ای دور جدیدی از احضارهای دست جمعی دانشجویان فعال و معترض را آغاز و در چند روز گذشته دست کم 63 تن را کتبا به کمیته های انضباطی احضار کرده اند.
بر اساس این گزارش هاعلاوه بر آنکه18 تن از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی تهران، که اغلب آنان از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی هستند، احضارهای کتبی خود را از طریق اداره آموزش دانشکده ها دریافت کرده اند، در دانشگاه های سمنان، تبریز و مشهد نیز دستکم 45 دانشجوی دیگر به کمیته های انضباطی احضار شده اند.
خبرنامه امیر کبیر هم با تائید خبر برخوردهای اخیر با دانشجویان معترض، در خصوص جزئیات و علت احضار دست جمعی دانشجویان سمنان، تبریز و مشهد نوشته است: روند فشارهای گسترده بر دانشجویان منتقد دولت کودتا هم چنان ادامه دارد و در تازه ترین موج فشارها علیه دانشجویان، به تازگی 10 دانشجوی دانشگاه سمنان، 15 دانشجوی دانشگاه تبریز و بیش از 20 دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد به کمیته های انضباطی این دانشگاه ها احضار شده اند. دانشجویان دانشگاه سمنان در دوران امتحانات خود به کمیته انضباطی فراخوانده شده اند و علت احضار آنان فعالیت های این دانشجویان در دوران انتخابات ریاست جمهوری اعلام شده است. هم چنین علت احضار 20 تن از دانشجویان مشهدی که همگی آنان عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد هستند، برگزاری و شرکت در دو تجمع هزاری نفری در دانشکده مهندسی این دانشگاه در اعتراض به بازداشت چند تن از اعضای همین تشکل دانشجوئی و اعتراض به برخوردهای صورت گرفته دولت کودتا با مردم معترض به کودتای 22 خرداد و همچنین شرکت در مراسم سالگرد 18 تیر ذکر شده است.
احضارهای گسترده دانشجویان دانشگاه تبریز در حالی است که 3 دانشجوی این دانشگاه هفته گذشته با یورش نیروهای امنیتی بازداشت شدند.این سه فعال دانشجوئی تبریزی عبارتند از: آیدین خواجه ای، احسان نجفی نسب و فراز زهتاب که به گفته وکیل آنان در کیفر خواست صادره از سوی دادگاه انقلاب تبریز، اتهام آنان فعالیت تبلغی علیه نظام به نفع گروه های مخالف جمهوری اسلامی و همچنین تشکیل و اداره گروه های غیر قانونی به قصد برهم زدن امنیت ملی، عنوان شده است.
به دنبال اعتراضات گسترده مردم و دانشجویان به کودتای 22 خرداد و از یک روز بعد از برگزاری مراسم 18 تیر، تاکنون به طور مشخص در شهرهای چون تهران، مشهد، تبریز، سمنان و بابل حداقل 79 دانشجوی معترض به کمیته های انضباطی احضار شده اند و بیم آن می رود اغلب آنان با محرومیت از تحصیل روبرو شوند. نگرانی دانشجویان احضار شده از احتمال محرومیت از تحصیل شان زمانی بیشتر شد که مسئولان وزارت علوم رسما اعلام کردند با تمامی دانشجویان معترض به انتخابات برخورد قاطع خواهد شد.
باید اشاره کرد همزمان با گسترش احضارها و برخوردهای غیرقانونی با دانشجویان، خانواده های ده ها تن دیگر از دانشجویان بازداشت شده در وقایع اخیر، کماکان از سرنوشت فرزندانشان در بازداشتگاه ها بی خبرند و همچنان با عدم پاسخگوئی مسئولان قضائی دولت کودتا روبرو هستند. بسیاری از این خانواده ها حتی از مکان نگهداری فرزندان شان که بیش از یک ماه از بازداشت آنها می گذرد، خبری ندارند.

Monday, July 20, 2009

محاکمه دو شهروند مسیحی به اتهام ارتداد؟

به دلیل فعالیت های معنوی
مراجع قضائی در تهران دو شهروند مسیحی را متهم به اقدام علیه امنیت ملی و ارتداد کرده اند. منابع خبری مسیحیان ایرانی در داخل و خارج از کشور در چند روز گذشته، در خصوص سرنوشت این دو شهروند مسیحی دستگیر شده به نام های مرضیه امیری زاده اسماعیل آبادی 30 ساله و مریم رستم پور 27ساله، به شدت ابراز نگرانی کرده و خواستار اعتراض نهادها و سازمان های بین المللی حقوق بشری به بازداشت غیرقانونی آنان شده اند.
این منابع می گویند با وجود اینکه چهار ماه از بازداشت خودسرانه این دو دختر جوان مسیحی توسط نیروهای امنیتی در تهران می گذرد، مراجع قضائی اخیرا به خانواده های آنان اطلاع داده اند که هر دوی آنها را به احتمال فراوان به اتهام ارتداد محاکمه خواهند کرد.
همین منابع با اشاره به اینکه این دو زن جوان چهار ماه پیش در منازل خود در تهران دستگیر شده اند، می نویسند: این دو شهروند مسیحی که هم اکنون در زندان اوین در شرایط نامساعد جسمی و روحی بسر می برند،در مدت این چهار ماه بارها تحت بازجوئی های سخت و فشرده قرار گرفته و در سلول های انفرادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند تا جائی که اکنون دچار مشکلاتی مانند بی خوابی و اضطراب حاد شده اند.
این منابع همچنین با تاکید بر اینکه رویه برخوردهای قضائی و امنیتی با شهروندان مسیحی، به ویژه با شهروندانی که طی سال های اخیر از اسلام به مسیحیت گرویده اند کاملا ناعادلانه و غیر قانونی بوده، می افزایند:مسئولان قضائی که اینک بعد از چهار ماه بازداشت و آزار و اذیت این دو جوان معصوم و بی گناه، اینک اتهام ارتداد را متوجه آنان کرده اند در تمام این مدت به هیچ یک از خواسته ها و حقوق مشروع و قانونی این دو و خانواده هایشان توجهی نداشته و حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده را نیز از آنان سلب کرده اند. از سوی دیگر مسئولان زندان اوین نیز در حالی که آنان دچار بیماری و مشکلات روحی شده اند به آنان اجازه دسترسی به پزشک و امکانات درمانی نمی دهند.
طی روزهای گذشته بسیاری از محافل و گروه های مسیحی که دامنه فعالیت هایشان انجام کارهای بشردوستانه و خیرخواهانه برای نیازمندان به کمک های معنوی و عاطفی است، با ابراز نگرانی نسبت به نوع اتهام زنی و همچنین برخوردهای محافل امنیتی و قضائی با دست کم پنجاه تن از شهروندان مسیحی که در زندان های شهر های مختلفی چون تهران،شیراز،مشهد و ارومیه در وضعیتی نامشخص و نگران کننده بسر می برند، خواستار توجه و حمایت بیشتر رسانه، افکار عمومی، گروه ها و سازمان های دفاع از حقوق بشر به این موضوع و به ویژه مرضیه امیری زاده اسماعیل آبادی و مریم رستم پور شده اند.
قابل ذکر است که منابع مطلع در خصوص فعالیت های این دو دختر جوان می گویند:مرضیه و مریم فعالیت شان کمک به افرادی بوده که در زندگی شخصی شان دچار مشکلاتی روحی و عاطفی شده بودند. آنان بدون توجه به دیانت،زبان و نژاد و داوطلبانه این کارها را انجام می دادند و فعالیت شان به هیچ عنوانی نه تبلیغات مذهبی بوده و نه سیاسی.

هیچ دانشجویی احضار نشده است!

دروغ پردازی رئیس دانشگاه
در حالی که اخبار نگران کننده ای در مورد ده ها دانشجوی بازداشت شده طی یک ماه گذشته، از گوشه و کنار به گوش می رسد و هر روز دانشجوی جدیدی احضار یا دستگیر می شود، فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران نه تنها بازداشت گسترده دانشجویان را تکذیب، بلکه احضارهای دست جمعی آنان به کمیته های انضباطی را هم رد کرد.
این در حالیست که هر روزه اخبار تازه ای در مورد دستگیری یا احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی به گوش می رسد. در همین ارتباط>خبرنامه امیر کبیر از احضار دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل و علاوه بر آن نگهداری تعدادی از دانشجویان بازداشت شده در سلول های انفرادی خبر داده و نوشته است: در پی ناآرامی های اخیر و اعتراضات دانشجویان دانشگاه بابل به نتایج انتخابات، 16 دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. آرش معینی، امیرکسری کیانی، کاوه دانشور، مهدی کاظمی نسب، جواد شفیعی، مرضیه شفیعی از جمله دانشجویان احضار شده هستند و از اسامی دیگر احضار شدگان خبری در دست نیست. اتهام این دانشجویان به طور دقیق توسط کمیته انضباطی به آنان اعلام نشده است.
احضار گسترده دانشجویان صنعتی بابل با واکنش اعتراضی شورای صنفی این دانشگاه روبرو شد. شورای صنفی دانشجویان با ارسال نامه ای به رئیس این دانشگاه با اشاره به برخوردهای صورت گرفته اخیر با دانشجویان صنعتی بابل خواستار پایان دادن به این وضعیت و آزادی دانشجویان بدربند این دانشگاه شد.
در ادامه گزارش خبرنامه امیر کبیر می خوانیم:احضار گسترده دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل در حالی است که 8 نفر از دانشجویان دانشگاه بابل در زندان این شهر به سر می برند و از وضعیت آنها اطلاعی در دست نیست. نیما نحوی و علی تقی پور، دو دانشجوی دیگری که دو هفته ی گذشته بازداشت شدند، پس از گذشت تقریبا 10 روز همچنان در اطلاعات ساری در بازداشت در سلول انفرادی به سر می برند. وضعیت جسمی و روحی نیما نحوی به شدت وخیم است.
طبق همین گزارش مسئولان قضائی و امنیتی دولت کودتا، با خانواده دانشجویان بازداشت شده هم که پیگیر وضعیت فرزندان خود هستند به صورتی توهین آمیز برخورد می کنند.
دستگیری دانشجوی دیگری بنام محمد اسماعیل زاده، تازه ترین مورد دستگیری دانشجویان است که طبق گزارش ها به شدت تحت آزار و اذیت مسئولان زندان قرار گرفته و به دستور دادستان بابل به بند معتادین و افراد شرور منتقل شده است.
پیش از این و طی سه روز گذشته بهزاد پروین و علی سپندار، دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند هم همراه با تعدادی دیگر از دانشجویان دستگیر شدند که تاکنون هویت شان مشخص نشده و از وضعیت و مکان نگهداری آنان نیز خبری در دست نیست.

ادعا های فرهاد رهبر
در چنین شرایطی فرهاد رهبر، نماینده دولت کودتا در دانشگاه، بدون اشاره به حمله نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در بامداد دوشنبه 25 خرداد و به دنبال آن دستگیری گسترده فعالان دانشجوئی در شهر های مختلف از جمله تهران، بابل، شیراز، مشهد، تبریز و اصفهان، روز گذشته برای سومین بار هر گونه دستگیری و احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی در دانشگاه های کشور را رد کرد.
وی که به گفته تعدادی از نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی، نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی را برای سرکوب دانشجویان به دانشگاه فراخوانده، پیش از این منکر نقش و اطلاع خود از حمله خونین دوشنبه 25 خرداد به کوی دانشگاه شده بود. او در همین راستا دیروز ضمن اعتراف به ابعاد و خسارت های وارده به کوی دانشگاه در روز 25 خرداد گفت: تاکنون هیچ دانشجوئی به کمیته انضباطی دانشگاه ها معرفی نشده است.
ادعای رهبر در حالی مطرح می شود که پیش از این تعدادی از مسئولان وزارت علوم و دانشگاه ها با هماهنگی کامل در گفتگوهای خبری شان با لحنی تهدید آمیز از برخورد قاطع با دانشجویان معترض و حتی ممانعت از ادامه تحصیل آنان سخن به میان آورده اند.
گفتنی ست مسئولان وزارت علوم و دانشگاه ها به منظور سرپوش گذاشتن بر سرکوب ها و بستن فضای دانشگاه ها، امسال زودتر از زمان قانونی دانشجویان را به تعطیلات تابستانی فرستادند. با این همه نیروهای وابسته به دولت کماکان به احضار دانشجویان و بازداشت های خودسرانه ادامه دارد.

مسئولان دولت کودتا جوابگو نیستند



ادامه بی خبری از دانشجویان بازداشت شده
از سرنوشت ده ها تن از دانشجویان و شهروندان شرکت کننده در مراسم سالگرد 18 و راهپیمائی سکوت، که توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی روز پنج شنبه دستگیر شدند، کماکان خبری در دست نیست و پیگیری های دو روز گذشته خانواده ها نتیجه ای در پی نداشته است.
در جریان راهپیمائی های اعتراضی روز پنج شنبه به مناسب دهمین سالگرد 18 تیر که با حضور هزاران تن از مردم تهران برگزار شد، نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها، نیروهای انتظامی و دیگر نیروهای وابسته به دولت کودتا، علاوه بر حمله به تظاهر کنندگان و تخریب بخشی از خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر، ده ها تن از دانشجویان را دستگیر کردند و به مکان های نامعلومی انتقال دادند.
در همین حال به دنبال پیگیری خانواده های دانشجویان بازداشتی، روز گذشته مشخص شد که بسیاری از بازداشت شدگان به زندان اوین انتقال یافته اند. به نوشته خبرگزاری های داخلی، بیش از 150 تن در سالروز 18 تیر بازداشت شده اند. از آن روز تاکنون خانواده های بسیاری از دانشجویان بازداشت شده در مقابل زندان اوین اجتماع کردند، و به برخی از آنها اعلام شد که دیروز با همراه داشتن سند، به دادگاه انقلاب مراجعه کنند تا با قرار وثیقه افراد بازداشت شده آزاد شوند. دیروز تا آخرین لحظات تنظیم این گزارش، خبری از آزادی این افراد نبود.
از سوی دیگربرخی خبرها و گزارش ها حاکی از آن است که مسئولان زندان اوین به خانواده های بعضی از دانشجویان گفته اند فرزندان شان در زندان اوین نیستند؛ مسئله ای که بر نگرانی خانواده ها بیشتر دامن زده است.
تاکنون هیچ یک از مسئولان قضائی و یا سران دولت کودتا، هیچ اطلاعی در مورد وضعیت دستگیرشدگان و محل نگهداری در اختیار خانواده ها قرار نداده اند؛این در حالیست که گفته می شود اغلب چهره های سرشناس دستگیر شده و از جمله فعالین دانشجویی در اختیار حفاظت اطلاعات سپاه هستند.
با این حال روز گذشته مهدی احمدی، از مسئولان نیروی انتظامی تهران، بدون اشاره به شمار دانشجویان بازداشت شده توسط نیروی های انتظامی، آنان را "اغتشاشگر و آشوب طلب" خواند و گفت: افراد دستگیر شده پس از بررسی های اولیه در پلیس تحویل مراجع قضائی داده شده اند.
گفتنی ست به دنبال راهپیمائی های مردمی اخیر در اعتراض به کودتای انتخاباتی و همچنین راهپیمائی سکوت پنج شنبه در دهیمن سالگرد واقعه کوی دانشگاه، ده ها دانشجوی معترض دستگیر و به بازداشتگاه های نامعلوم انتقال داده شده اند که از وضعیت و سرنوشت اکثر آنان کماکان خبری در دست نیست.
موج دستگیری های اخیر دانشجویان معترض دانشگاه های تهران به حدی گسترده است که تاکنون هیچ منبع خبری و یا تشکل دانشجوئی نتوانسته آماری دقیق از تعداد دانشجویان بازداشت شده ارائه دهد. تلاش گروه های دانشجوئی و حقوق بشری هم برای کسب اطلاع از تعداد دانشجویان بازداشت شده، تاکنون نتیجه ای در پی نداشته است.
تعدادی از سازمان ها و مجامع بین المللی حقوق بشری طی روزهای اخیر با انتشار بیانیه هایی اعتراض آمیز نسبت به برخوردهای دولت کودتا با دانشجویان و معترضین بازداشت شده، مراتب نگرانی شدید خود را اعلام و به اعمال شکنجه سیستماتیک در مورد آنان اشاره کرده اند.

تعطیلی کوی دانشگاه و تهدید دانشجویان معترض



درآستانه 18 تیر و به منظور مقابله با اعتراضات مردمی

در آستانه سالگرد 18 تیر، مسئولان کوی دانشگاه تهران را به مدت دو هفته تعطیل کردند. همزمان معاون دانشجوئی وزیر علوم هم بدون اشاره به تعطیلی کوی دانشگاه اعلام کرد این وزارت خانه سرگرم بررسی حوادث اخیر دانشگاه هاست و به زودی تمامی دانشجویان معترض به کودتای انتخاباتی از ادامه تحصیل محروم خواهند شد.
هدید معاون دانشجوئی وزارت علوم در شرایطی مطرح می شود که کماکان از سرنوشت ده ها دانشجوی دستگیر شده در اعتراضات مردمی اخیر خبری نیست و بازداشت فعالان دانشجوئی و تهدید آنها همچنان ادامه دارد.
منابع مستقل دانشجوئی، از جمله پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان صنعتی امیر کبیر در خصوص تعطیلی دو هفته ای کوی دانشگاه و علت آن می نویسند: در آستانه 18 تیرماه سالروز حمله خونین نیروهای انصار و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در سال 78، کوی دانشگاه تهران از روز گذشته برای 2 هفته تعطیل شد. تعطیلی کوی دانشگاه تهران در آستانه 18 تیر اتفاقی است که هر ساله برای جلوگیری از اعتراض دانشجویان در سالروز حمله به کوی دانشگاه در سال 78 انجام می شود.
خبرنامه امیر کبیر در ادامه می نویسد: امسال نیز پس از اعتراض دانشجویان به تقلب در انتخابات، باز هم نیروهای لباس شخصی و انصار به صورت سازماندهی شده و به همراهی نیروهای ضدشورش در بامداد دوشنبه 25 خردادماه به کوی دانشگاه حمله کرده و ضمن تخریب خوابگاه ها، دانشجویان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بیش از 100 دانشجو را در همان شب بازداشت کردند. بسیاری از دانشجویان به ساختمان وزارت کشور منتقل شدند و برای ساعت ها در آنجا مورد ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی قرار گرفتند.
بخشی از این گزارش نیز به تشریح ابعاد حمله جدید نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی در بامداد 25 خرداد به کوی دانشگاه و نحوه برخورد مسئولان با این فاجعه اختصاص دارد: این بار نیز مسئولین حاضر نشدند تمامی ابعاد حمله به کوی دانشگاه را آشکار سازند. گرچه به دلیل گستردگی رفتار وحشیانه نیروهای لباس شخصی، مسئولین بلافاصله نسبت به وقایع کوی واکنش نشان دادند اما پس از چند روز باز هم سرپوش نهادن بر وقایع آغاز شد تا مجددا عاملین و آمرین حمله به کوی دانشگاه به صورت علنی معرفی نشوند. با این وجود دیگر هماهنگی نیروهای لباس شخصی با نیروهای نظامی و دستورگیری آنان از مسئولین و منشا و عوامل حمله های سازماندهی شده به دانشجویان دیگر برای بسیاری از مردم و دانشجویان روشن است.
این منبع دانشجوئی در بخش دیگری از گزارش خود به نقل از معاون دانشجوئی دانشگاه تهران در خصوص تعطیلی دو هفته ای کوی دانشگاه هم نوشت: با وجود آنکه مسئولین دانشگاه تهران نسبت به اعتراض دانشجویان در سالروز 18 تیر نگران هستند، اما معاون دانشجویی این دانشگاه در رابطه با تعطیلی دو هفته ای خوابگاههای دانشگاه تهران گفته است این تصمیم از قبل گرفته شده و ربطی به وقایع اخیر ندارد و مقرر شده بود از 12 تیرماه خوابگاهها به مدت دو هفته تعطیل شوند.
از 18 تیر 78 به این طرف هر ساله مسئولان دانشگاه تهران با هماهنگی وزارت علوم کوی دانشگاه را به مدت چند روز تعطیل می کردند؛ اما امسال به علت اعتراضات گسترده مردمی و دانشجوئی به کودتای انتخاباتی، این مدت به دو هفته افزایش یافته است. به این ترتیب تمامی امتحانات دانشجویان نیز به مدت یک ماه به تعویق افتاده است.

تهدید دانشجویان
علاوه بر تعطیلی دو هفته ای دانشگاه و به تعویق انداختن امتحانات دانشجویان،روز گذشته معاون دانشجوئی وزیر علوم هم دانشجویان معترض به کودتای انتخاباتی را تهدید به محرومیت از تحصیل کرد. به گفته وی "دانشجویانی که مرتکب خطا در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری شده اند نه تنها به حقوق مادی بلکه حقوق معنوی ملت آسیب زده اند، از این رو، با آنها برخورد شده و در صورت تشخیص از تحصیل باز داشته خواهند شد."
محمود ملاباشی معاون دانشجوئی وزیر علوم که در حاشیه چهل و پنجمین گردهمائی معاونان دانشجوئی و مدیران کل امور دانشجوئی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی با خبرنگاران سخن می گفت،افزود: با هر دانشجوی فعال در اعتراض های اخیر به شدت مقابله می شود و این وزارت خانه هم اینک در حال جمع بندی اطلاعات بدست آمده و اعلام نظر در خصوص مسائل دانشجویان خاطی در تعدادی از دانشگاه های کشور در جریان قبل و بعد از انتخابات است.
قابل ذکر است که بعد از حمله نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی ها در بامداد دوشنبه 25 خردادماه گذشته، ده ها دانشجو دستگیر و صدها تن زخمی شدند. ابعاد این فاجعه که با گذشت بیش از بیست روز تنها گوشه ای از آن به همت خود دانشجویان فعال افشا شده، به حدی گسترده بود که مجلس کمیته ای حقیقت یاب جهت بررسی آن تشکیل داد.اما تحقیقات این کمیته بعد از چند روز با تعطیلی مجلس از یک سو و از سوی دیگر به دلیل پنهان کاری در مورد بخش دیگری از آنچه نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی در کوی دانشگاه انجام دادند، بدون نتیجه به کار خود پایان داد.
فعالان دانشجوئی بر این باورند که تعطیلی کوی دانشگاه به مدت دو هفته و تعقیب و بازداشت دانشجویان و از طرف دیگر تهدید وزارت علوم در مورد محروم کردن دانشجویان معترض از تحصیل، علاوه برآنکه به منظور جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد 18 تیر 78 صورت می گیرد،تلاشی برای مقابله با اعتراض های مردمی به کودتای انتخاباتی است.با این حال بسیاری از فعالان دانشجوئی و گروه های مستقل در دانشگاه ها اعلام کرده اند که مصمم به برگزاری سالگرد 18 تیر هستند. در همین ارتباط "جبهه متحد دانشجویی" با صدور بیانیه ای مرد م را دعوت کرده است تا در آستانه "دهمین سالگرد قیام دانشجویی ۱۸ تیر و در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها و به شهادت رسیدن عده ای از هم میهنان بی دفاع توسط دشمنان ایران و ایرانی" روز 5 شنبه در "راهپیمایی سکوت" شرکت کنند.

احضار همه روزه دانشجویان برای ایجاد وحشت

تلفن های تهدید آمیز به خانواده ها

منابع مستقل دانشجوئی در کشور خبر از ادامه فضای رعب و وحشت در دانشگاه ها می دهند و می نویسند: محافل امنیتی و اطلاعاتی در تلاشند تا به هر شکل ممکن فضای امنیتی ایجاد شده در دانشگاه ها را ادامه دهند و سعی می کنند به هر بهانه ای فعالان دانشجوئی، دانشجویان محروم از تحصیل، برخی از اساتید برجسته دانشگاهی و حتی خانواده های آنان را به منظور کنترل و متوقف کردن فعالیت های مستقل دانشجوئی و عدم اطلاع رسانی در خصوص ده ها دانشجوی دستگیر شده تحت فشار قرار دهند، و از سوی دیگر به کمک حراست ها و کمیته های انضباطی کماکان دانشجویان منتقد و فعال را بدون ذکر دلیلی خاص و بدون حکم قضائی دستگیر می کنند.
به دنبال اعتراضات گسترده مردمی به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تهران و دیگری شهرهای بزرگ کشور، نیروهای امنیتی و لباس شخصی و تشکل های بسیج در تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، بابل، همدان، تبریز و کرمانشاه، کماکان محوطه های دانشگاه ها را به میدان تاخت و تاز خود تبدیل کرده اند. گزارش ها حاکی از آنست که این نیروها به طور شبانه روزی در قسمت های مختلف دانشگاه ها و خوابگاه ها حضوری چشمگیر دارند و از هر بهانه ای برای تهدید و دستگیری دانشجویان استفاده می کنند.
حاکمیت فضای رعب و وحشت کم سابقه ای که اکنون بیشتر از بیست روز است دانشگاه ها را دربرگرفته است، در حالی ادامه دارد که با گذشت بیش از دو هفته از دستگیری ده ها تن از دانشجویان و فعالان دانشجوئی در شهر های مختلف کماکان از سرنوشت و حتی محل نگهداری آنان خبری در دست نیست.

تازه ترین برخوردها
به گزارش ادوار نیوز، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در چند روز گذشته با احضار های غیر قانونی و تلفنی اقدام به تهدید اعضای ارشد سازمان دانش اموختگان [ادوار تحکیم] کرده اند و این احضارها و تهدیدها همچنان ادامه دارد.
بر اساس گزارش ادوار نیوز، علی ملیحی، مسئول روابط عمومی سازمان ادوار تحکیم در این خصوص گفته است:متاسفانه در حالی که آقایان احمدزیدآبادی و عبدالله مومنی دبیرکل و سخنگویان سازمان، بازداشت شده و از وضعیت پرونده، عنوان اتهام و محل نگهداری ایشان هیچگونه اطلاعی در دست نیست، در هفته گذشته نهادهائی که وظیفه ذاتی شان حفظ امنیت عرصه عمومی کشور و تلاش برای تضمین امنیت سیاست ورزی در کشور است، با احضار غیر قانونی و تهدید تلفنی، تماس با خانواده اعضای سازمان دانش آموختگان و تهدید ایشان و بازرسی غیر قانونی منازل تلاش دارند فضای ارعاب حاکم بر کشور را به نحو روشنی به فعالان سیاسی عضو سازمان تفهیم کنند.
در ادامه این گزارش می خوانیم:مسئول روابط عمومی سازمان ادوار تحکیم در همین خصوص به احضار وضبط وسایل شخصی محمد صادقی، عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم و تلاش برای دستگیری هادی کحال زاده دیگر عضو شورای مرکزی این سازمان اشاره کرده و می گوید:سازمان ادوار تحکیم با محکوم دانستن چنین شیوه های غیرقانونی و امنیتی که تنها با هدف ارعاب و ساکت ساختن فعالان سیاسی صورت می گیرد، از نهادهای مسئول انتظار دارد در برخوردبا فعالان سیاسی و مدنی، حداقلی از رعایت قانون که این روزها به مدعای اصلی حاکمیت تبدیل شده است را در نظرگیرند.

برخوردها با دانشجویان صنعت نفت
از سوی دیگر خبرنامه امیر کبیر در خصوص تازه ترین برخوردهابا دانشجویان، در گزارشی از بازداشت گسترده فعالین دانشجوئی دانشگاه صنعت نفت خبر داده است.
در این گزارش آمده است: به رغم آنکه هفته گذشته دو دانشجوی دانشگاه صنعت نفت به نام های امین نیکزاده و حسین رحیمی آزاد شدند اما بعد از آن به کمک حراست این دانشگاه چندین تن از دانشجویان همین دانشگاه دستگیر و روانه زندان شدند.
خبرنامه امیر کبیر در ادامه می نویسد: سجاد طاهرزاده دبیر انجمن اسلامی دانشکده نفت اهواز به همراه سهند بختیارپور دبیر سه دوره سابق انجمن اسلامی این دانشکده، مصطفی منفرد عضو شورای صنفی، مهدی کریمی از فعالین سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و دانشجوی کنونی این دانشکده و پیام پیکری دیگر دانشجوی این دانشکده، دانشجویان بازداشت شده اخیر هستند
دراین گزارش در خصوص نحوه دستگیری این دانشجویان آمده است: این دانشجویان به دعوت مهدی زاده رئیس حراست دانشگاه صنعت نفت چهارشنبه عصر به دفتر حراست دانشکده نفت اهواز رفتند، و پس از آن به وسیله مأمورین امنیتی در دفتر حراست بازداشت شدند. مهدی زاده در جواب دانشجویان برای توجیه این عمل خود اذعان داشته است که این افراد از سوی سپاه بوده و حکم بازداشت در دست داشتند و وی اگر از تحویل دانشجویان خودداری کرده بود، خود وی بازداشت می شد.
گفتنی است که در روز های اخیر دانشجویان دانشگاه صنعت نفت شاهد موج احضار گسترده و بی سابقه فعالین دانشجویی به کمیته انضباطی بوده اند. فعالین دانشجویی منتقد این دانشگاه در روزهای اخیر به طرز بی سابقه ای تحت فشار قرار گرفته اند و با توجه به فرا رسیدن فصل تابستان و تعطیل شدن دانشگاه، نیروهای امنیتی و مسئولین دانشگاه سعی دارند با حداکثر سوء استفاده از نبودن دانشجویان در دانشگاه فعالین دانشجویی را سرکوب کنند.

دستگیری دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل
از دیگر دانشگاه ها و دانشجویانی که به دنبال اعتراضات گسترده مردمی به اعلام نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، مورد هجوم و یورش نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته اند می توان به دانشگاه صنعتی بابل و دانشجویان فعال این دانشگاه اشاره کرد که از یک ماه قبل از برگزاری انتخابات تحت فشارهای پیدا و پنهان محافل امنیتی و اطلاعاتی قرار داشته اند.
منایع دانشجوئی در خصوص آخرین برخوردهای امنیتی و دستگیری ها در این دانشگاه، خبر از ربوده شدن سه دانشجوی این دانشگاه توسط لباس شخصی ها می دهند.
خبرنامه امیر کبیر با اعلام این خبر و تشریح جزئیات آن، به فضای امنیتی کم سابقه این دانشگاه بعد از اعلام نتایج انتخابات نیز اشاره کرده و نوشته است:ماموران امنیتی شامگاه سه شنبه نهم تیر با هجوم به منزل علی تقی پور دبیر فنی سابق دانشگاه مازندران وی را بازداشت کردند. در روز دهم تیرماه نیز، زمانی که سه دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از دانشگاه به سمت خوابگاه می رفتند نیروهای لباس شخصی با سه دستگاه اتومبیل به دانشجویان یورش برده و نیما نحوی را بازداشت كردند. دو دانشجوی دیگر نیز توانستند بگریزند.
گزارش این منبع دانشجوئی در خصوص حوادث دلخراش پیش آمده برای دانشجویان این دانشگاه می افزاید:پس از اعلام نتایج انتخابات، همزمان با موج اعتراضات خودجوش مردمی در تهران و دیگر شهرهای بزرگ كشور، اعتراضات دانشجویی-مردمی در دانشگاه صنعتی بابل نیز آغاز شد و به مدت 5 روز در اطراف این دانشگاه ادامه پیدا کرد كه متاسفانه در تظاهرات بزرگ 25 خرداد در این شهر، دو یا سه نفر از جمله یک دختر جوان توسط نیروهای گارد و لباس شخصی به شهادت رسیدند. دانشجویان امتحانات روز 25 خرداد را لغو کردند و امتحانات روزهای 26 و 27 خرداد توسط دانشگاه بصورت اختیاری برگزار شد. در بعد از ظهر روزهای 23، 24 و 25 خرداد دانشگاه صنعتی بابل در محاصره ی کامل نیروی انتظامی، گارد ویژه و لباس شخصی های موتور سوار موسوم به انصار حزب الله قرار گرفت تا مانع از پیوستن مردم به دانشجویان شوند. همچنین خوابگاه این دانشگاه نیز از غروب 25 خرداد تا صبح 26 خرداد در محاصره ی کامل انصار حزب الله قرار گرفت اما حمله ای از سوی آنان به خوابگاه صورت نگرفت.
خبرنامه امیر کبیر در ادامه گزارش خود تعداد و اسامی شماری از دانشجویان بازداشت و آزاد شده را با ذکر جزئیات بیشتر به این شکل اعلام کرده است: از زمان آغاز اعتراضات دست كم 13 دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بازداشت شدند که 6 نفر از آنها به تدریج آزاد شدند. این 6 نفر عبارتند از: محمد علمی، مرتضی نائب یزدی، مرتضی سمیع خواه، فرشیدستاری فر، حسین بابایی و علی صمدی.
اما 7 دانشجوی دیگر این دانشگاه که به تدریج از روز 28 خرداد توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند، همچنان در زندان بابل تحت فشار نیروهای امنیتی قرار دارند. این 7 دانشجو عبارتند از: ایمان صدیقی، محسن برزگر، حسام الدین باقری، سیاوش سلیمی نژاد، حمیدزضا جهان تیغ، علی تقی پور و نیما نحوی.
همچنین ضیاالدین نبوی دانشجوی محروم از تحصیل این دانشگاه و نیز دبیر شورای دفاع از حق تحصیل نیز در میان بازداشت شدگان است. وی و چند دانشجوی دیگر محروم از تحصیل و اعضای شورای دفاع از حق تحصیل، مانند پیمان عارف، علیرضا خوشبخت، زهرا توحیدی، هم چنان در بازداشت بسر می برند و از وضعیت آنان نیز كماكان اطلاعی در دست نیست.
گفتنی ست که از زمان آغاز اعتراضات گسترده مردمی به کودتای انتخاباتی، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در تهران و چندین شهر دیگر با حمله به خوابگاه ها و محوطه دانشگاه ها ضمن برخوردهای تندو خشن که به کشته شدن دست کم پنج دانشجو و زخمی شدن صدها تن انجامید، ده ها دانشجو را دستگیر و روانه بازداشت گاه ها کرده اند. تاکنون هیچ منبعی به طور دقیق شمار دانشجویان بازداشت شده را اعلام نکرده است و خانواده های بسیاری از دستگیر شدگان نیز از وضعیت و سرنوشت فرزندان خود اطلاعی ندارند

ادامه حملات به شجریان

پس از آنکه هفته گذشته سایت انصار نیوز یکی از منابع حامی احمدی نژاد، محمدرضا شجریان را به خاطر اعتراض به سرکوب مردم توسط نیروهای دولتی، با ادبیاتی غیر اخلاقی مورد حمله قرار داد، روز گذشته ارگان انصار حزب الله نیز اعتراض شجریان به صدا و سیما و همچنین مصاحبه وی با شبکه تلویزیونی فارسی بی بی سی را مصداق اقدام علیه امنیت ملی خواند و خواستار برخورد قانونی با وی شد.
هفته نامه یالثارات، ارگان انصار حزب الله، روز گذشته مطلبی را علیه شجریان روی خروجی خود قرار داد که در آن شجریان به علت اعتراض به عملکرد صدا و سیما و همچنین مصاحبه با تلویزیون فارسی بی بی سی، متهم به اقدام علیه امنیت ملی شده است.
این هفته نامه وابسته به سپاه پاسداران در ابتدای مطلب خود با اشاره به مصاحبه شجریان با تلویزیون بی بی سی نوشت:یکی از تلخ‌ترین رویدادهای فرهنگی در طول 30 سال گذشته، مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی است. اگر چه استاد در این سال‌ها، با چنین شبکه‌هایی، زیاد دم‌خور شد، اما این بار بحث از موسیقی و هنر فراتر رفت و سیاسی شد.
هفته نامه حزب الله که همراه با دیگر ارگان های جناح راست از جمله کیهان، نقش عمده ای در اتهام زنی به مخالفین و منتقدین محمود احمدی نژاد داشته، در ادامه شجریان را متهم به هم آوازی با دشمنان ایران کرده و از شجریان پرسیده است: آقای شجریان! چرا در حالی که تمام اعتبار، شهرت و ثروت خود را مدیون ملت ایران هستی، در این هنگامه به مخالفت با رأی همین مردم در انتخاب می‌پردازی و با دشمنان این مرز و بوم "هم‌آواز" شده‌ای؟
نویسنده یادداشت هفته نامه حزب الله سپس با مقایسه کردن سیمای جمهوری اسلامی که تریبون رسمی دولت کودتاست با بی بی سی، نوشته است: "آقای شجریان چرا از یک طرف کینه‌ورزانه با صدا و سیماکه ملی‌ترین رسانه کشورمان است برخورد می‌کنید، اما از طرف دیگر با بی‌بی‌سی که بدخواه‌ترین رسانه علیه ایران عزیزمان است، صمیمیت به خرج می‌دهی؟ ابراز دشمنی با صدا و سیمایی که علیرغم داشتن نقاط ضعف فراوان، بدون شک شریف‌ترین و پاک‌ترین دستگاه رادیو ـ تلویزیونی در دنیاست چه دلیلی دارد، در حالی که شما با صدای انگلستان که خبیث‌ترین و ضدبشرترین رسانه دنیاست همراهی می‌کنید؟"
هفته نامه ارگان حزب الله در ادامه هتاکی خود و در قالب انتقاد از مسئولان فرهنگی دولت کودتا در خصوص انجام مصاحبه چهره های هنری و فرهنگی کشور با رسانه های بین المللی خط قانونی می دهد و می نویسد: البته این گونه رخدادهای نامیمون، ناشی از سهل‌انگاری مدیران فرهنگی است. لازم است با تعیین قوانینی و تبیین آنها برای اهالی فرهنگ و هنر، مصاحبه و همکاری اشخاصی که در کشورمان فعالیت می‌کنند با شبکه‌ها و رسانه‌های ضد ایرانی ممنوع شود.
دربخش پایانی این یادداشت هم می خوانیم::گفت‌وگوهایی نظیر آنچه بی‌بی‌سی با شجریان انجام داد، مصداق بارز اقدام علیه امنیت و مصالح ملی ما محسوب می‌شود و باید با چنین افرادی که خود را حراج دشمنان ایران و اسلام می‌کنند، برخورد قانونی شود.
به دنبال اعلام نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، صدها هزار تن از شهروندان کشور و در بین آنها صدها هنرمند سینما و موسقی در اعتراض به نتیجه ابهام آمیز انتخابات بیانیه هایی منتشر کردند. پس از آن بود که حامیان محمود احمدی نژاد، دست به توهین و تخریب و برخوردهای گسترده و بی سابقه ای علیه مخالفین نتیجه این انتخابات زدند. این برخوردها و سرکوب ها حتی دامن تنی چند از هنرمندان صاحب نام کشور را هم گرفت و موجب دستگیری تعدادی از آنان توسط نیروهای امنیتی وابسته به دولت کودتا شد.
به دنبال چنین برخوردهایی، استاد محمدرضا شجریان نیز به عنوان یکی از هنرمندان صاحب نام حامی میرحسین موسوی نسبت به برخوردها و سرکوب ها لب به اعتراض گشود و هفته گذشته در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه دولت کودتا و ارگان های رسمی آن از صدا وسیما خواست آثارش را پخش نکنند. او سپس به منظور طرح نظرات خود در مورد انتخابات و سرکوب های خونین در تهران با شبکه فارسی بی بی سی گفتگوئی انجام داد که این گفتگو خشم حامیان دولت و منابع تندرو وابسته به احمدی نژاد را برانگخیت تا جائی که روز گذشته وی برای دومین بار مورد هتاکی قرار گرفت و حتی متهم به اقدام علیه امنیت ملی شد.
استاد محمد رضا شجریان تاکنون نسبت به این هتاکی ها واکنشی نشان نداده است

Sunday, June 28, 2009

حمله بی سابقه حامیان احمدی نژاد به شجریان



گزارش دیروز من در در روزآنلاین در مورد گستاخی انصار نیوز در قبال استاد شجریان. متن کامل گستاخی عناصر وابسته به دولت کودتا در ادامه گزارش آمده است


پس از آنکه محمدرضا شجریان در اعتراض به گفته های محمود احمدی نژاد مبنی بر اینکه معترضان به نتیجه انتخابات مشتی خس و خاشاک هستند، از صدا و سیما خواست آهنگ هاو سرودهای وی را پخش نکنند، سایت انصار نیوز ضمن نوشته ای،علاوه بر آن که شخصیت هنری استاد شجریان رابا الفاظی رکیک مورد حمله قرار داد، به کل جامعه هنری کشور نیز به شکل بی سابقه ای توهین کرد.
این اقدام کم سابقه در حالی از سوی یکی از سایت های حامی دولت و اقتدارگرایان سر می زند که در پی اعتراضات گسترده مردمی به نتیجه انتخابات، اکثریت جامعه هنری ایران به اقدامات دولت به صورتی گسترده اعتراض کردند.
محمد رضا شجریان هفته گذشته در اعتراض به سرکوب های اخیر ابتدا در نامه ای خطاب به عزت الله ضرغامی از وی خواست آهنگ ها و سرودهای وی را از صدا و سیما جمهوری اسلامی پخش نکند؛ وی سپس ضمن لغو تمامی کنسرت های داخلی خود، در مصاحبه ای با شبکه فارسی بی بی سی با اعلام حمایت از اعتراضات مشروع و قانونی مردم به نتیجه انتخابات،و میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود، با مردم و به ویژه با خانواده های کشته شدگان اخیر ابراز همدردی کرد.
به دنبال این موضغ گیری،حامیان دولت کودتا وارد عمل شدند و نوک حمله را متوجه هنرمندان کشورکردند.در همین راستا بعد از دستگیری حسین زمان،خواننده سرشناس ایرانی و مهتاب نصیرپور،بازیگر پرسابقه تئاتر،امروز هم انصار نیوز، به استاد شجریان تاخت. متن این نوشته که تحت نام مجهولی آمده در زیر می آید تا معلوم شود حامیان دولت کودتا دارای چه نوع ادبیاتی هستند:
"پس از پیام تبریک مقام معظم رهبری برای مشارکت بالای مردم در انتخابات، تکلیف خویش دانستم تا دست به قلم نبرم و برای بهانه ندادن به فتنه‌گران، به سهم خویش کمکی در حفظ آرامش کرده باشم، اما مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .زمانی او را "استاد" می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.
سال 74 وقتی در نامه‌یی سرگشاده به دکتر لاریجانی، تقاضای حق و حقوق مادی پخش آثارش را نمود، صرف‌نظر از اینکه انتظارش برای دریافت "مزد حنجره‌اش" از صداوسیما تا چه میزان بجا یا
نابجا بود، نوع ادبیات تبخترآمیز شجریان در آن نامه و سرگشاده بودنش، قلب بسیاری از کسانی که او را از فرهیختگان عالم موسیقی ایران زمین می‌شمردند جریحه‌دار شد،من نیز به عنوان یکی از ارادتمندان این آوازخوان ایرانی از حرکت ناپخته او مکدر شدم، لکن همانند سازمان صداوسیما سعه صدر به خرج دادم و شجریان را صرفا از سرزمین دلم اخراج، ولی صدایش را در گوشم ابقاء کردم و از آن پس "ستاد شجریان" در ذهن و زبان بنده به "شجریان"تنزل یافته و سهم شنیداری صدایش را با دیگر سنتی‌خوانان این کشور یکسان قرار دادم.
البته مبنای قضاوت، تنها آن نامه سرگشاده به لاریجانی نبود، بلکه پیش از آن نیز دیکته شجریان نزد همه کسانی که فراتر از حنجره‌اش سوابق او را داشتند، غلط‌های متعدد داشت، لیکن بزرگواری ملت هنردوست ایران، در همیشه تاریخ، حداکثر گذشت را داشته است، آنهم نسبت به هنرمندانی که علی‌رغم داشتن "دانش هنر"، از "بینش هنری" لازم برخوردار نبوده‌اند .
اینکه کسی با داشتن یک حنجره قوی و مسلط و چهره‌یی زیبا، برای مردم دل‌فریبی کند و یک کاراکتر مهربان و دارای روح لطیف را به خورد یک ملت بدهد، اما با قساوت تمام به عنوان یک شکارچی، منابع طبیعی این ملت را آماج تفنگ و کارد خود قرار دهد یک پارادوکس غیرقابل هضم است .
اینکه یک آوازخوان ماهر، خود را "مردمی" بخواند و در محفل دوستان افاضه فیوضات کند که: "من آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین می‌کنند" نشان از غرور و کبر است، نشان از حقیر شمردن شعور مردم این سرزمین است .
من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ "سنت" نشان دهد و همچنان با آویختن زنار[کراوات]بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .
نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر می‌تابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...
اما چه قدر خوب است که انسان یا زنگی زنگ باشد یا رومی روم، خصوصا کسی كه خود را در ردیف نخبگان یک ملت تصور نماید.
شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.
برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوه‌های شتری می‌آید اما با امتیازات متعدد آشکار و نهانی که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد کاملا آشتی است.
همان سال 74 با "نادیده گرفتن" گستاخی شجریان در نامه سرگشاده‌اش به لاریجانی مخالف بودم و به عنوان یک ایرانی که سهمی از آنتن ملی دارد، معتقد بودم باید همان‌گونه که خودش در نامه‌اش خواسته است، نادیده گرفته شود، اما این‌گونه نشد و نگاه بزرگوارانه دکتر لاریجانی به این موضوع، متاسفانه به تبختر و نخوت این آوازخوان باسابقه، دامن زد و همین شد که، محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت "ربنا" خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در "خس و خاشاک" خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای "غیرمردمی‌اش" از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. رییس‌جمهوری که در طی چهار سال دولت نهم، بعضا توهین‌های ارسالی مخالفانش را نیز در بخش نظرات وبلاگش در دیدگاه عموم قرار می‌داد .
حتی "اوبامای متغیر" نیز می‌داند که تخریبگران و آشوبگران خیابانی[نه همه ی تجمع‌‌کنندگان سبز] عده‌ای قلیل‌اند که بسیاری از رای‌دهندگان به موسوی نیز از آنها تبری می‌جویند و صدالبته منظور نظر احمدی‌نژاد همان چند صدنفری است که حسابشان با کرام‌الکاتبین است و خس و خاشاکی بیش نیستند.
شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: "با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند."
او همچنین اضافه کرد که : "من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم".
این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که "من از سال 74 سبز بوده‌ام"، تا این چنین سابقه‌‌ي طلب "حنجره مزد" خویش را از رسانه ملی پاک کند.
اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر "هنرنمامندان" این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی "استاد" شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟
خدا را گوه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.
شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را "وارد نشدن به سیاست" عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ به خیابان می‌روید و در غائله سبز، انگشت پیروزی تکان می‌دهید؟ حقیقتا گفتن تسلیت برای داغدار شدن ملت در غم فقدان یادگار حضرت امام ورود به سیاست بود، اما تعبیری که از "خس و خاشاک خواندن تخریب‌گران خیابانی" توسط رییس‌جمهور نمودید و خود را همپالگی آنان قلمداد فرمودید، ورود نابخردانه به سیاست نیست؟
راستی شما که اکنون برای خس و خاشاک خواندن چند صد نفر خرابکار خیابانی، تمام ملت را مبهوت و ماتم‌زده می‌دانید و داغدار این بهت ملت! هستید، در ماتم از دست‌دادن فرزند امام که ملت شوکه و مصیبت‌زده بودند چگونه توانستید دل ملت را از یک تسلیت خشک و خالی محروم کنید؟ هر چند که تسلیت کسی چون شما برای ملت ، فی‌نفسه ارزش خاصی ندارد، لیکن منظور از این یادآوری، صرفا آشکار کردن نفاق شماست .
جناب شجریان، اگر شما را طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب در 14‌خرداد امسال در دسته خائنان فتنه سبز قرار ندهیم ناچاریم شما را در رسته "بسیار غافلان" جای دهیم که در آن صورت، با این همه بینه و برهانی که اظهر من الشمس است تا بفهمید که این توطئه از کجا آب می‌خورد، ناچاریم برای شما پایین‌ترین ضریب هوشی ممکن را قائل شویم.
راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟
به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟ همایون شما از سال 72 با کاست "یاد ایام" کنار شما تنبک به دست، ظاهر شد و تنها کسانی مانند من که ارتباط تنگاتنگی با صدای شما داشتند این را می‌دانستند، اما صدای نازنین فرزندتان طی دوسال گذشته به واسطه آنتن صداوسیما همه‌گیر شد نه لوح‌های فشرده شرکت دل آواز .
به راستی چرا برای اسپانسر رایگان فرزندتان اعتراضی نداشتید و زبان در کام داشتید؟ چرا؟ چون برایتان عایدی داشت؟ واقعا این رانت بزرگی نیست که هزاران فرزند این ملت با داشتن صدایی خوش و علم خواندن، از چنین مزیتی برخوردار نیستند؟ شاگردان کارگاه آوازتان خیلی خوب این نکته را درک می‌کنند.
ولی بدهکاری شما به رسانه ملی و نظام تنها این نیست.
در بی‌بی‌سی ضجه زدید که مردم بهت زده و ماتم زده هستند و به فرزند راستین ملت[احمدی‌نژاد] تاختید و خود را دلسوز ملت جا زدید، این نشان می‌دهد که شما ذهن و دل پاک و معصوم میلیون‌ها جوان متولد دهه 60 را هدف قرار داده‌اید چرا که با این گفته خویش ثابت کردید از حافظه تاریخی جوان‌هایی که سابقه شما را درزمان جنگ تحمیلی نمی‌دانند هراسی ندارید .
من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :
هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.
دوستان و یاران هم‌وطن: من نیز چون شما در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل هنوز متولد نشده بودم، اما گواه تاریخ، چیزی نیست که من یا شما بتوانیم به راحتی از آن بگذریم و به فرموده قرآن، ما باید با مرور تاریخ برای حال و آینده خود عبرت بگیریم، نکته‌یی که امثال شجریان، تنها و تنها، مدل ماکیاولی آن را ملکه اعمال و رفتار خویش قرار می‌دهند .
همه می‌دانند "ام کلثوم"خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، "نام خویش" را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان "بینش هنری‌اش" در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.
متاسفانه سخاوت نظام و رسانه ملی با این فرد، طی سه‌دهه گذشته موجب شده تا امر بر او مشتبه شود که شجریان یعنی همه موسیقی ایران زمین .
جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.
جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟
حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی "مادی" و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.
اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن[همانگونه که خودش خواسته است]کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه "نوا"ی شما.
جناب شجریان فراموش کرده اید که :
اگر "حسین فهمیده" پیکرش را فدای من و شما نمی‌کرد، اگر "همت" جانش را به من و شما هدیه نمی‌نمود، اگر "متوسلیان" لشکر محمد رسول الله را به راه نمی‌انداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوه‌های شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ می‌زدید زیر جهنم موشک‌های اسکاد نمی‌ماندند و قطعه قطعه نمی‌شدند و اگر جهان‌آرا آن حماسه را خلق نمی‌کرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرت‌های داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه می‌کشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان می‌توانست برای کاست‌های شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهره‌برداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفته‌اند سکوت علامت رضایت است.
آقای شجریان، رو راستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید.

همچنان به نتیجه انتخابات معترضم



پاسخ رهنورد به شایعات و ابهامات
شجاعت و صراحت دکتر زهرا رهنورد در هر شرایطی ستودنی است.گزارشی که در مورد تازه ترین گفتگوی اختصاصی وی با قلم نیوز نوشتم

زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی دیروز در گفتگوئی کوتاه با سایت قلم نیوز، با اعلام اینکه دستگیر نشده است، تاکید کرد همچنان همراه مردم به نتیجه انتخابات معترض است و به شیوه های مسالمت آمیز، به اعتراضات خود از مجراهای قانونی ادامه خواهد داد.
به گزارش سایت قلم نیوز خانم رهنورد در ابتدای این گفت و گو، در خصوص شایعاتی مبنی بر بازداشت و ممانعت از حضور وی در دانشگاه محل تدریسش گفت: دستگیر نشده ام و به وظایف علمی ام در دانشگاه ادامه می دهم و تاکنون با ممانعتی در این خصوص مواجه نشده ام. در عین حال در کنار مردم ملتزم به قانون، همچنان به نتیجه انتخابات و برخوردهای خشونت آمیز دولت با معترضان، معترض هستم.
زهرا رهنورد در ادامه با اعتراض به دستگیری گسترده فعالان سیاسی اصلاح طلب، نخبگان سیاسی و مردم،خواستار آزادی فوری تمامی دستگیر شدگان شد.
همسر مهندس میرحسین موسوی در بخش دیگری از گفتگوی خود،در خصوص اینکه در ده روز گذشته تجمعات اعتراض آمیز مردمی به نتیجه انتخابات با خشونت نیروهای امنیتی و انتظامی دولت روبرو شده و ده ها کشته و زخمی برجای گذاشته است نیز بیان داشت: هر گونه اعمال خشونت و ارتکاب رفتارهای قانون شکنانه،تحدید حقوق مردم،ایجاد خلل در امور جاری جامعه و رفتارهایی که منجر به گسست سرمایه های اجتماعی و تقابل حکومت با مردم و طرفداران کاندیداهای مختلف با هم یا تقابل مردم با مردم می شود، پذیرفتنی نیست.
رئیس سابق دانشگاه الزهراء تهران، افزود: نباید با مردم معترض که برای احقاق حقوق حقه خود به خیابان ها آمده اند طوری رفتار شود که گویی در خیابان ها حکومت نظامی حاکم شده است.
وی در بخش دیگری از گفته های خویش با اشاره ای ضمنی به خشونت های اخیر، به ویژه خونریزی های روز شنبه ، گفت: با تمام وجود می گویم حاضر نیستم قطره ای خون از شهروندی چکیده شود و حاضرم هزاران بار تیرباران می شدم اما خشونت و اغتشاش، کام ملت را تلخ نمی کرد و مصیبت و ناخرسندی، خانواده ها و ملت را داغدار و متاثر نمی ساخت.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه با روش های مسالمت آمیز و مدنی به اعتراضات خود به نتیجه انتخابات ادامه خواهد داد، بیان داشت: دغدغه ملی و عواطف میهنی و تعهدی که به سرنوشت ملت و آینده کشور و خون‌بهای شهیدان دارم، ایجاب می‌کند که همچنان مصمم و هدفمند در صحنه حاضر باشم و ضمن اعتراض به نتیجه انتخابات، ‌در کنار مردم و از طرق قانونی و روش‌های مسالمت‌آمیز مدنی برای استیفای حقوق مردم انجام وظیفه کنم.
همسر مهندس میر حسین موسوی در پایان گفتگوی خود با قلم نیوز در مورد تجمعات اعتراض آمیز و راهپیمائی های مردمی و نحوه برخورد حاکمیت، تاکید کرد: وفق اصل 27 قانون اساسی، اعتراض به عنوان یک حق پذیرفته شده است و اجتماعات و گردهمایی اعتراض‌آمیز مردم نیاز به اخذ مجوز ندارد "مگر آنکه مخل به مبانی اسلام باشد". لذا حاکمیت باید به حق اعتراض مردم احترام بگذارد، مجاری اعتراض را به رسمیت بشناسد و از حقوق مردم در این زمینه صیانت ورزیده و از هرگونه اعمال خشونت خودداری کند.
دکتر زهرا رهنورد که این روزها به دلیل فضای نامطلوب رسانه ای و فیلتر و توقیف سایت ها ورسانه های اصلاح طلبان و مستقل در داخل کشور و همچنین به دلیل محدودیت های ایجاد شده برای وی و همسرش از یک طرف،و از سوی دیگر به علت وضعیت امنیتی و نظامی که بر تهران حاکم است روزهای سخت و پر حادثه ای را پشت سر می گذارد، طی هفته گذشته با موجی از شایعه پراکنی حامیان دولت مبنی بر بازداشت و ممانعت از حضور وی در دانشگاه محل فعالیتش روبرو شد

با بازداشت شدگان "برخورد عبرت آموز" می کنیم

قوه قضائیه تهدید کرد
خبرهای نگران کننده ای از بازداشت شدگان اخیر، بویژه اعضای دستگیر شده سازمان مشارکت و بقیه گروه های سیاسی به گوش می رسد و رسانه های دولتی هم همچنان دارند خط و نشان می کشند. این گزازش را در مورد تهدید قوه قضائیه علیه دستگیر شدگان برای روزآنلاین نوشتم

در حالی که با گذشت بیش از یک هفته از دستگیری شمار کثیری از فعالان سیاسی اصلاح طلب، روزنامه نگاران و فعالان دانشجوئی، هنوز از وضعیت آنان خبری در دست نیست، از یک طرف سعید مرتضوی آنان را ممنوع الملاقات کرد و از سوی دیگر معاون اول قوه قضاییه هشدار داد که با همه دستگیر شدگان "برخورد عبرت آموزی" خواهد شد.
معاون اول قوه قضائیه دو شنبه شب در گفتگوئی خبری با شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی، با لحنی تند تمامی دستگیر شدگان راهپیمائی های مردمی اخیر در تهران را اغتشاشگران خیابانی خواند و گفت: دادگاه ویژه ای برای رسیدگی به پرونده های دستگیر شدگان تشکیل شده که هم اکنون در حالی بررسی پرونده های آنان است.
وی سپس تهدید کرد: دستگاه قضائی مورد به مورد اغتشاشات را مورد پیگیری دقیق قرار می دهد و با عوامل تمامی اغتشاشات و اغتشاشگران به شکلی عبرت آموز برخورد خواهد کرد.
همچنین تلویحا و بدون نام بردن از هیچ حزب و هیچ یک از چهره های مطرح اصلاح طلب، مواضع و دیدگاه های معترضانه به نتایج انتخابات اخیر را تحریک کننده و موجب بروز اغتشاش و ناامنی خواند.
در همین حال و با توجه به بی خبری مطلق از اوضعیت دستگیر شدگان و ممنوع الملاقات شدن همگی آنان از سوی سعید مرتضوی، روز گذشته فخر السادات محتشمی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و همسر سید مصطفی تاج زاده، در گفتگوئی کوتاه با سایت امروز در مورد آخرین پیگیری های خانواده های دستگیرشدگان گفت: روز شنبه به همراه برخی از خانوادگان بازداشت های اخیر به دادستانی مراجعه کردیم. قاضی مرتضوی در این دیدار اعلام کرد که مصطفی تاج زاده وبسیاری دیگر از فعالان سیاسی بازداشت شده ممنوع الملاقات هستند. وی به ما قول داد که همان روز امکان تماس تلفنی تاج زاده با خانواده وی را فراهم سازد، اما متاسفانه تاکنون این اقدام صورت نگرفته است.
همسر تاج زاده در ادامه با اشاره به اینکه حتی به وکیل همسرش هم اجازه ملاقات با وی را نداده اند گفت: وکیل تاج زاده نتوانست با وی ملاقات داشته باشد وهمچنین پرونده وی را مطالعه کند اما با توجه به اتفاقات صورت گرفته نسبت به قرار بازداشت در مدت زمان قانونی اعتراض کرده است.
فخر سادات محتشمی پور در خصوص تحت فشار قرار گفتن همسرش و بسیاری از فعالان سیاسی دستگیر شده برای اخذ اعتراف گفت: هر نقل قول ویا سخنی از این افراد در وضعیت موجود فاقد اعتبار بود وپیشاپیش این گونه رفتارها را محکوم می کنیم. تنها جرم تاج زاده وبقیه بازداشت شدگان تلاش همه جانبه برای مشارکت حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری دهم بوده است.
به گزارش سایت امروز، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پایان گفتگوی خود با اشاره به رویکرد رسانه های حامی دولت از جمله فارس، کیهان و ایران علیه اصلاح طلبان و زمینه سازی برای دستگیری آنان، ضمن ابراز انزجار هشدار داد که این روش ها خشم ملت را افزون خواهد کرد.
فاطمه شمس همسر محمدرضا جلالی پور، یکی دیگر از فعالان اصلاح طلب نیز روز گذشته به دنبال بی خبری مطلق از همسرش و بعد از انتشار سخنان تهدید آمیز معاون قوه قضائیه، خطاب به سعید مرتضوی نامه ای اعتراض آمیز نوشت و خواستار روشن شدن وضعیت همسرش شد. وی در این نامه با تاکید بر اینکه همسرش به دستور مرتضوی شش روز است که بازداشت شده و از او هیچ خبری در دست نیست، خبر داده که "حتی امکان یک تماس پنج‌ دقیقه ‌ای هم از او سلب شده است."
نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و مسئولان قضائی تاکنون نه تنها به خواست هیچ یک از خانواده های دستگیرگان پاسخی نداده اند، بلکه کماکان در سطح تهران و شهر های دیگری نظیر اصفهان، تبریز و شیراز اقدام به دستگیری اصلاح طلبان هوادار موسوی کرده اند.
در چند روز گدشته تنی چند از مسئولان اعلام کرده بودند در یکی دو روز اخیر بسیاری از دستگیر شدگان آزاد خواهند شد، اما تاکنون حتی یک نفر هم آزاد نشده است

"محافظت" از فائزه هاشمی زیاد طول نکشید

فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت آزاد شد،اما از آزادی فعالان سیاسی اصلاح طلب و روزنامه نگاران دستگیر شده خبری نیست. این گزارش یست که در همین مورد برای روزآنلاین نوشته بودم

فائزه هاشمی و چهارتن از بستگان وی که روز شنبه در جریان راهپیمایی بزرگ مردم تهران علیه کودتای انتخاباتی در حوالی خیابان آزادی دستگیر شده بودند، دیروز آزاد شدند؛آن هم در حالیکه خبرگزاری فارس،وابسته به نیروهای امنیتی ـ دولتی پیش از آن خبر داده بود که دستگیری فائزه هاشمی به منظور "محافظت" از وی صورت گرفته است.
به گزارش منابع خبری در داخل کشور روز شنبه و همزمان با تظاهرات بزرگ مردمی در سراسر کشور،ماموران امنیتی و لباس شخصی مستقر در خیابان ها،پس از شناسایی فائزه هاشمی ـ آن طور که حسن لاهوتی فرزندوی گفته است ـ در میان تظاهر کنندگان،اقدام به دستگیری وی و همراهانش کردند.این مامورین سپس دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به همراه دخترش،همسر حسین مرعشی، دختر مرعشی و خواهر زن وی به مکان نامعلومی انتقال دادند.
پس از آن منابع خبری حامی دولت درمورد دستگیری فائزه هاشمی و بستگانش نوشتندکه "آنان با حکم مرجع قضائی و به اتهام شرکت در تجمعات غیرقانونی و ترغیب و تشویق معترضان به آشوب ها و اغتشاشات خیابانی دستگیر شده اند." این مسئولین اما توضیح ندادند که حکم قضایی چگونه در خیابان آزادی صادر شده است.
خبرگزاری فارس که در جریان تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری،یکی از تریبون های اصلی حامیان دولت علیه هاشمی رفسنجانی، خانواده و نزدیکان وی بوده،در بخش دیگری از خبر دستگیری فائزه هاشمی نوشته بود: یکی از پسران هاشمی نیز به همراه خواهر و سایر اعضای بستگانشان در میان راهپیمائی کنندگان بود که بعد از دیدن ماموران امنیتی توانست متواری شود.
اما مدتی بعد بعد خبر دیگری در همین ارتباط روی خروجی سایت های حامی دولت قرار گرفت که به شایعات بیشتر دامن زد. این خبرگزاری ها علت دستگیری فائزه هاشمی و بستگان وی را به دلیل "محافظت از جان آنان در برابر خطر احتمالی ترور آنها توسط منافقین و گروهک های تروریستی" عنوان کردند. خبرگزاری فارس در این خصوص نوشت: "امروز یک مقام امنیتی در گفتگو با خبرنگار ما عنوان کرده بازداشت فائزه هاشمی و تنی چند از بستگانش با هدف حفاظت آنان از ترور عناصر آشوبگر و گروهک ها بوده است."
این خبرگزاری سپس بدون ذکر نام این مقام امنیتی، ادامه داد: "با توجه به رسانه ای شدن حضور نزدیکان هاشمی رفسنجانی در تجمعات هفته اخیر، بیم آن می رفت که عناصر منافقین با هدف متهم کردن نظام و دامن زدن و ایجاد شکاف و التهاب به آنها آسیب برسانند که با هوشیاری ماموران امنیتی این توطئه خنثی شد و ماموران امنیتی فائزه هاشمی و چهار تن از نزدیکان وی را از جمعیت معترض جدا کرده و به نزدیک ترین مقر نظامی در اطراف میدان جمهوری انتقال دادند".
خبری که بلافاصله از سوی حسن لاهوتی، فرزند فائزه هاشمی تکذیب شد. حسن لاهوتی در گفتگو با بی بی سی اعلام کرد که مادر و بستگانشان به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی روز شنبه دستگیر شده اند. وی حتی خبر داد که مادرش از سوی ماموران امنیتی برای دادن تعهد کتبی مبنی بر عدم حضور در اعتراضات مردمی نسبت به نتیجه انتخابات، تحت فشار قرار گرفته و ماموران امنیتی آزادی وی را منوط به امضای چنین تعهد نامه ای کرده اند.
بازداشت فائزه هاشمی اما زیاد به طول نیانجامید و او دیروز آزاد شد.
خبر گزاری فارس پیش از این هم خبر ممنوع الخروج شدن فرزندان هاشمی رفسنجانی از جمله مهدی هاشمی و فائزه هاشمی را داده و در این باره نوشته بود: فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی كه نقش آنان در تحریك و ساماندهی برخی تجمعات غیرقانونی و اغتشاشات و تخریب‌های روزهای اخیر آشكار شده است، ممنوع الخروج شده‌اند و پیش از این تشكل‌های بسیج دانشجویی و دانشگا‌ه‌های كشور با برگزاری تجمع برابر دادستانی تهران خواستاربرخورد قضایی با فرزندان هاشمی رفسنجانی شده بودند. این خبر هم بلافاصله با تکذیب دادستان کشور و تنی چند از مسئولان قضائی روبرو شد.
گفتنی ست که فائزه هاشمی به دلیل حمایت قاطع از میرحسین موسوی و عضویت در ستاد وی به شدت مورد خشم منابع خبری و تبلیغاتی حامی دولت قرار گرفت. اوج حملات خبرگزاری فارس، ایرنا، رجا و برنا به فائزه هاشمی از زمانی شدیدتر شد که وی در سالگرد دوم خرداد طی سخنرانی کم سابقه ای به شدت محمود احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار داد و گفت: در صورتی که احمدی نژاد بار دیگر رئیس جمهور شود خود را امام زمان معرفی خواهد کرد. از آن پس خانواده هاشمی از جمله خود اکبر هاشمی و فائزه هاشمی به شدت مورد هجوم تبلیغاتی و افشاگرانه محمود احمدی نژاد و حامیان وی قرار گرفتند.

تبلیغات وسیع برای تخریب زهرا رهنورد



احمدی نژاد باید عذرخواهی کند
گزارش که 17 خرداد برای روزآنلاین نوشته بودم

زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی دیروز به ادعای محمود احمدی نژاد مبنی بر غیرمعتبر بودن مدارک تحصیلی و ریاستش در دانشگاه، پاسخ داد و از وی خواست به خاطر توهین و بی حرمتی که در مناظره هفته گذشته به او کرده، عذرخواهی کند "در غیر این صورت همراه با وکیلش برای پیگیری به دادگاه مراجعه"خواهد کرد. همزمان با این واکنش، برخی رسانه ها از انتشار تصاویر خصوصی وی در سطح تهران خبر داده اند. گفته می شود این تصاویر توسط وابستگان ستادهای تبلیغاتی محمود احمدی نژاد منتشر شده و سه تن از این افراد هم توسط ماموران امنیتی دستگیر شده اند.
محمود احمدی نژاد هفته گذشته در جریان مناظره با میرحسین موسوی، پرونده ای را که تصویر زهرا رهنورد روی آن دیده می شد در برابر دوربین گرفت و مدعی شد که آن پرونده مربوط به اخذ مدارک تحصیلی غیرقانونی توسط وی و فاقد وجاهت بودن ریاست رهنورد بر دانشگاه است.
به دنبال طرح این ادعا، زهرا رهنورد دیروز و چند روز بعد از ادعای احمدی نژاد با شرکت در یک کنفرانس خبری، ضمن تشریح نحوه تحصیل خود و گرفتن مدارک عالی از ابتدا تا درجه پرفسوری و ریاست در دانشگاه، اعلام کرد "چنانچه محمود احمدی نژاد به خاطر این توهین ها و بی حرمتی ها از وی و همسرش، مردم ایران و مجددا از شخص خودش عذرخواهی نکند از طریق دادگاه قضیه را پیگیری" خواهد کرد .
به گزارش قلم نیوز، زهرا رهنورد در این جلسه با اشاره به مناظره تلویزیونی موسوی و احمدی نژاد، به خبرنگاران داخلی و خارجی گفت: "آیا حرمت یک زن ایرانی در مقابل شوهرش و در مقابل 70 میلیون هموطن حفظ شد؟ آیا رییس جمهور به سوگند خود پایبند بود؟من نمونه یک زن ایرانی هستم. آنهایی که برای من پرونده ساخته‌اند، برای زن ایرانی پرونده سازی کرده‌اند و می‌خواهند بگویند زن ایرانی نباید دو رشته همزمان خوانده باشد و هنرمند بودن، سیاستمدار بودن و روشنفکر بودن زن ایرانی جرم است! این آقا با این پرونده سازی نشان داد که داشتن تمامی این ویژگی‌ها مثبت از نظر او غلط است و زن ایرانی غلط می‌کند که بخواهد با سواد باشد و تنها پروفسور زن رشته هنر در ایران باشد."
همسر موسوی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به اینکه احمدی نژاد با چه انگیزه ای در مناظره با همسرش پای وی را به میان کشانده است و در این خصوص چه اقدامی انجام خواهد داد، افزود: "اولین چیزی که می‌توان مطرح کرد این است که او فکر کرد می‌تواند با این حربه رقیب خود را از میدان به در کند، دوم اینکه فکر کرد می‌تواند یک شوهر ترک را از این طریق غیرتی و عصبانی کند و سومین دلیل آن به نظر من این بود که دوست نداشت زنان پیشرفت کنند و به دنبال پروفسور شدن بروند. البته چیز‌های دیگر هم است که من نمی‌توانم آنها را بگویم.من وکیل گرفتم و سه مورد را به وکیل خود یادآور شدم که اگر جناب رییس جمهور تا 24 ساعت این سه مورد را انجام دهد مشکلی نیست ولی اگر انجام ندهد من شکایت خود را پیگیری می‌کنم؛ اول اینکه از مردم ایران عذرخواهی کند که به آنها دروغ گفته است، دوم اینکه از من و موسوی به خاطر تعرض به حریم زوجیت‌مان عذرخواهی کند و سوم از من عذرخواهی کند به دلیل اینکه به من توهین کرد و تهمت زد".
گفتنی است که وزارت علوم نیز با انتشار بیانیه ای در تائید ادعاهای محمود احمدی نژاد علیه زهرا رهنورد، اعتبار قانونی مدارک تحصیلی همسر موسوی را زیر سوال برده؛ آن هم در حالی که تحصیل در دانشگاه آزاد ارتباطی با وزارت علوم ندارد و زهرا رهنورد تحصیلات خود را در دانشگاه آزاد به پایان رسانده است. در مقابل بیانیه وزارت علوم ، دانشگاه آزاد نیز در اقدامی مشابه با صدور اطلاعیه ای علاوه بر رد ادعاهای رئیس جمهور و وزارت علوم، با ارائه اسناد و مدارک تحصیلات زهرا رهنورد، ریاست وی در دانشگاه را قانونی و بدون نقض اعلام کرده است.
در همین حال و ساعتی بعد از انتشار گفتگوی رهنورد با خبرنگاران، برخی از منابع خبرهای دیگری را در مورد انتشار تصاویر خصوصی همسر موسوی و دستگیری سه تن از عوامل پخش این تصاویر منتشر کردند. به گزارش شهاب نیوز، "منابع غیر رسمی از بازداشت سه نفراز عوامل انتشار و توزیع تصاویر خصوصی و بی‌حجاب دکتر زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی خبر داده اند".
در این گزارش آمده است: "گفته می‌شود این افراد که با تلاش ماموران یک نهاد امنیتی بازداشت شده‌اند از حامیان محمود احمدی‌نژاد و از مبلغان دوآتشه وی هستند. مهدی ن 29 ساله، عباس س 30 ساله و ابوالفضل ی26 ساله اسامی این افراد اعلام شده است. هنوز مشخص نیست که این افراد آیا ارتباط ارگانیکی با ستاد انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد داشته‌اند یا فقط ادعا می‌کنند که حامی رئیس دولت نهم هستند. بر اساس اطلاعات تایید نشده، در میان افراد بازداشت شده فعلاً هیچ چهره مشهور یا شناخته‌شده‌ای وجود ندارد، هر چند که سئوال اصلی این است که این افراد تصاویر مزبور را از کجا آورده‌اند و آمران بالادستی آن‌ها که هزینه و امکان چاپ و توزیع گسترده این تصاویر را فراهم کرده‌اند، چه کسانی هستند؟"

در این گزارش همچنین توضیحاتی در خصوص دخالت احتمالی برخی از رسانه های حامی دولت و پروین احمدی نژاد خواهر رئیس جمهور در این ماجرا داده شده و آمده است: "در این میان؛ نکته جالب و تامل‌برانگیز این است که رسانه‌های حامی آقای احمدی‌نژاد از جمله خبرگزاری فارس، خبرگزاری ایرنا، سایت رجانیوز و روزنامه وطن امروز هفته گذشته پیش از توزیع این تصاویر؛ از انتشار آن خبر داده و ادعا کرده بودند که این اقدام قرار است از سوی اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و با هدف «مظلوم نمایی» صورت بگیرد.این تاکتیک انتخاباتی طی 48 ساعت گذشته و با انتشار اخبار جسته و گریخته از بازداشت این افراد شدت بیشتری گرفته است. تا آن جا که پروين احمدي‌نژاد خواهر محمود احمدی‌نژادامشب [شنبه شب]در همايش بانوان اصولگراي حامي احمدي‌نژاد كه در سالن اجتماعات موسسه اما‌م ‌خميني برگزار شد، گفت: در تهران پايگاه چاپ و توزيع عكس‌هاي خانوادگي يكي از كانديداها متلاشي شد و چند جوان دستگير شدند و اعتراف كردند كه شخصي از درون ستاد يكي از كانديداها، با نام «س-ح» به آنها دستور اين كار را داده است ."
پایگاه خبری تحلیلی شهاب نیوز در پایان می نویسد: "پروین احمدی نژاد در ادامه گفت آنها قصد داشتند كه اين كار را با نام رئيس جمهور ايران انجام دهند، مردم بايد توجه داشته باشند كه چه‌كساني هستند كه به آلبوم‌هاي خانوادگي دسترسي دارند. با آنکه خواهر آقای احمدی‌نژاد به صراحت از وابستگی این افراد به میرحسین موسوی نام نبرده است؛ اما اشاره وی به «س ح»که به احتمال بسیار زیاد مخفف کلمه «سعید حجاریان» است نشان می‌دهد که حامیان دولت نهم در این زمینه هم الگوی فرافکنی، نشر اخبار نادرست و گرفتن دست پیش را دنبال می‌کنند.در پی توزیع تصاویر خصوصی زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی، وزارت ارشاد و همچنین ستاد انتخابات کشور به شدت این امر را تقبیح کرده و به عاملان این اقدام به شدت هشدار داده بودند."زهرا رهنورد اولین زن ایرانی ست که همراه با همسرش که کاندیدای ریاست جمهوری و رقیب احمدنژاد است، وارد فعالیت های تبلیغاتی انتخاباتی شده و فعالیت وی تاکنون با حواشی و واکنش ها متفاوتی در فضای سیاسی و انتخاباتی کشور همراه بوده است. وی بعد از اولین سخنرانی خود که در آن خواستار جمع آوری گشت های ارشاد،آزادی زندانیان سیاسی، رفع تبعیض علیه زنان و آزادی فعالیت های مدنی شد، مورد خشم رسانه ها حامی احمدی نژاد قرار گرفت.

Sunday, June 07, 2009

آقای احمدی نژاد من ستاره دارم

تجمع دانشجویی در واکنش به ادعای های رئیس دولت
گزارش دیروز من در روزآنلاین

در ادامه واکنش های اعتراضی به ادعاهای محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی، دیروز جمعی از دانشجویان ستاره دار با شعار "آقای رئیس جمهور؛ دروغ چرا!" در مقابل وزارت علوم تجمع کردند. این تجمع بعد از ساعاتی با دخالت نیروی انتظامی به درگیری بین ماموران با دانشجویان انجامید.
منابع خبری و دانشجوئی در مورد این تحصن نوشتند: روز گذشته ده ها تن از دانشجویان ستاره دار ومحروم از تحصیل در اعتراض به ادعای دروغین محمود احمدی نژاد و وزیر علوم، در برابر وزارت علوم و تحقیقات دست به تجمعی مسالمت جویانه زدند. این تجمع ابتدا با سرود یار دبستانی آغاز شد که دانشجویان آن را یکصدا می خواندند. این دانشجویان همچنین باخود پلاکاردهایی حمل می کردند که روی آنها نوشته شده بود: "آقای رئیس جمهور، دروغ چرا؟"، "آقای احمدی نژاد من یک ستاره دارم"، "تحصیل حق انسانی ماست"، "سهام عدالت دانشجو، سه ستاره"، "دانشجویان زندانی از حق تحصیل محرومند"...
در ادامه این تجمع و با بالا گرفتن شعار ها و نیز حمایت رهگذران از دانشجویان، نیروهای حراست وزارت علوم و نیروی انتظامی وارد عمل شدند و ابتدا تمام خبرنگاران را به داخل ساختمان وزارت علوم بردند و حدود نیم ساعت در اتاقی نگاهداشتند و مانع خروج آنان شدند. همزمان تمام نوشته ها و دوربین های خبرنگاران، که بیش از 10 نفر خبرنگار خارجی هم در میان آنهابودند مورد بازبینی قرار گرفت.
پس از این اقدام در حالی که پلیس قصد داشت دانشجویان را پراکنده کند، دانشجویان با فشار زیاد خود را به داخل وزارت علوم رساندند و علی رغم برخوردهای خشونت آمیز مامورین موفق شدند تمام طبقه های ساختمان را طی کنند و ساختمان را در اختیار خود بگیرند.در این تجمع میلاد ابراهیمیان، یکی از دانشجویان محروم از تحصیل نیز برای ساعاتی چند بازداشت شد.
این تجمع سرانجام با خواندن سرود یار دبستانی به پایان رسید.
محمود احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی خود با میرحسین موسوی، ضمن رد وجود دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل، ادعا کرده بود که پدیده دانشجویان ستاره دار متعلق به دولت اصلاحات و دوران ریاست دکتر معین بر وزارت علوم است و در دوره وی هیچ دانشجوئی ستاره دار نشده است. این ادعای احمدی نژاد که تاکنون بارها با واکنش مسئولین سابق وزارت علوم و دانشجویان رو به روشده، بعد از تکرار در مناظره تلویزیونی با واکنش های گسترده ای درآستانه انتخابات روبرو شد؛ به طوری که علاوه بر تجمع اعتراضی دیروز دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل، بسیاری از منتقدان دولت از جمله حامیان موسوی، وزیر علوم دولت اصلاحات و تعدادی دیگر از مقامات دولت اصلاحات نیز به پاسخگویی به آن برخاستند.
دکتر مصطفی معین وزیر علوم و تحقیقات دولت اصلاحات روز گذشته با انتشار نامه ای خطاب به صدا وسیما جمهوری اسلامی ادعای محمود احمدی نژاددر خصوص پدیده دانشجویان ستاره دار را خلاف واقع خواند. در نامه وی آمده است: "در ارتباط با طرح مسائل خلاف واقع در موضوع دانشجویان ستاره دار از سوی محمود احمدی نژاد کاندیدای دوره دهم ریاست جمهوری در مناظره تلویزیونی با مهندس موسوی و نسبت دادن آن به دوره مسئولیت اینجانب در دولت اصلاحات، توضیحاتی به شرح زیر برای روشن شدن افکار عمومی اعلام می شود:بر اساس روال معمول در اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد توسط سازمان سنجش آموزش کشور، پرونده معدودی از پذیرفته شدگان آزمون[در حدود 10 تا15 نفر]به دلایل نقض مدارک آموزشی و یا شبهه مسائل اخلاقی و انضباطی، مورد بررسی مجدد قرار می گرفت که عمدتا نیز پس از رفع نقایص، اشکالات فوق بر طرف می گردید. از این رو به دلیل محدود بودن تعداد و رفع موانع به طور معمول و علی رغم وجود فضای باز سیاسی، هیچ گاه این موضوع به یک معضل دانشجوئی و اجتماعی تبدیل نشد. با کمال تاسف روال متعارف مذکور در فوق، از همان ابتدای دولت نهم با عنوان جنجالی ستاره دار شدن به یک پدیده گسترده سیاسی برای برخورد با دانشجویان فعال سیاسی تبدیل شد. به نحوی که بیش از هزار نفر از پذیرفته شدگان آزمون کارشناسی ارشد سال 1385مشمول عنوان ستاره دار و عمدتا دچار مشکل در ادامه تحصیل شدند.علی رغم پیگیری های متعدد و مراجعه به مسئولین ذی صلاح و عدم حصول نتیجه، دامنه اعتراضات دانشجوئی گسترش و ادامه یافت.بنابراین متذکر می شود که پدیده دانشجویان ستاره دار و خسارات ناشی از آن در حوزه آموزش عالی و جامعه، اختصاص به دولت نهم داشته و هیچ ارتباطی با دوران مسئولیت اینجانب در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دولت اصلاحات نداشته است."
ساعتی بعد از انتشار نامه وزیر علوم دولت اصلاحات، سازمان سنجش آموزش کشور با انتشار اطلاعیه ای که در خبرگزاری فارس منتشر شد، اظهارنظر دو کاندیدای اصلاح طلب در مورد دانشجویان ستاره دار را "تشویش اذهان عمومی" خواند. سازمان سنجش آموزش کشور که یکی از منابعی است که همواره ادعاهای وزارت علوم دولت احمدی نژاد علیه دانشجویان ستاره دار و فعالان دانشجوئی را تائید کرده، در اطلاعیه خود نوشت: به اطلاع مردم ايران اسلامي مي‌رساند كه درج علامت ستاره يا كد گزينش در كنار اسامي در ليست ارسالي به دانشگاه‌ها يك روال جاري بوده كه آمار آن به ترتيب در سال 1378، 551 نفر، سال 1379، 628 نفر، سال 1380، 566 نفر؛ سال 1381، 1069 نفر؛ سال 1382، 2584 نفر؛ سال 1383، 27 نفر، سال 1384، 200 نفر و در سال 1385، 224 نفر بودند كه با دستور وزير علوم اين رقم حذف شد. "
سازمان سنجش و آموزش در این اطلاعیه همچنین ادعا کرده که تعداد دانشجویان ستاره دار در دوره اصلاحات 5625نفر بوده اما در دولت نهم حتی "یک دانشجو" هم ستاره دار نشده است.سازمان سنجش در حالی این ادعا رامطرح کرده که تعداد دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل به حدی رسیده که آنان اخیرا اقدام به تشکیل انجمنی برای پیگیری خواسته های خود کرده اند.این دانشجویان همچنین هفته قبل با انتشار بیانیه ای از مهدی کروبی یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب حاضر در صحنه انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام حمایت کردند.

Tuesday, May 26, 2009

ضرب و شتم روناک صفار زاده در زندان



گزارشی که امروز در روزآنلاین داشتم
با دستور دادستان

روناک صفارزاده، دانشجوی زندانی و عضو کمپین یک میلیون امضا، طی هفته گذشته به تحریک ماموران امنیتی و بر اساس دستور دادستان کردستان،چندین بار توسط تعدای از همبندی هایش در داخل زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از چندین ناحیه دچار آسیب دیدگی جدی شده است. برخی از منابع مطلع می گویند طی هفته گذشته علاوه بر این فعال حقوق زنان، چندین زندانی دیگر در زندان سنندج نیز توسط زندانیان عادی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند.
بنا بر خبرهای منتشر شده از آخرین وضعیت روناک صفارزاده فعال حوزه زنان که از بیست ماه پیش به دلیل انجام فعالیت های مدنی در زندان بسر می برد، وی در هفته گذشته در داخل زندان از سوی چند تن از زندانیان بارها به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از چند ناحیه دچار آسیب دیدگی شده است. کمیته خانواده های زندانیان کرد که به تازگی در سنندج، به منظور پیگیری وضعیت زندانیان تشکیل وفعالیت خود را آغاز کرده، ضمن تائید این خبر با انتشار بیانیه ای نسبت به ادامه ضرب و شتم،توهین و تحقیر این دانشجوی زندانی ابراز نگرانی کرده است.
در بیانیه این کمیته آمده است: روناک صفارزاده،دانشجوی فعال در حوزه زنان که اخیر از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به 6 سال زندان محکوم شده است،اخیرا به طور مرتب در داخل زندان توسط عوامل اطلاعاتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
بیانیه کمیته خانواده های زندانیان کرد با اشاره به اینکه ضرب وشتم این دانشجوی زندانی به دستور شخص دادستان استان کردستان انجام شده است، ادامه می دهد: بر اساس اعتراف ضاربان روناک صفارزاده که خودشان جزو زندانیان زندان مرکزی سنندج هستند،طی هفته گذشته چندین بار به بهانه های مختلف و با دستور دادستان امجدی، داستان کل استان کردستان به وی حمله برده و با توهین و فحاشی به شدت وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
این عضو کمپین یک میلیون امضا، از حدود بیست ماه پیش توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شد و ابتدا به مدت چهار ماه در سلول انفرادی یکی از بازداشتگاه های وزارت اطلاعات سنندج مورد بازجوئی های همراه با شکنجه قرار گرفت و بعد از آن نیز به زندان مرکزی سنندج انتقال یافت و سرانجام بعد از یک سال و نیم بلاتکلیفی،فروردین ماه گذشته به شش سال زندان محکوم شد.
در پایان بیانیه کمیته خانواده زندانیان کرد ضمن اعتراض به ادامه آزار و اذیت این دانشجوی زندانی، نسبت به وضعیت نامساعد وی در زندان هم ابراز نگرانی شده است:این فعال حوزه زنان در طول مدت بازداشت خود در بیست ماه گذشته بارها مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت و صدمات جسمی و روحی فراوان به وی وارد شده است. وی قبل از ضرب وشتم های هفته گذشته،نیز در اثر ضرب و شتم ماموران زن زندان مرکزی سنندج انگشتان پایش شکسته شده بود. او نه تنها هیچ گونه اقدامی علیه امنیت ملی انجام نداده است بلکه از بهترین و سالم ترین جوانان این مرز و بوم است و از سرمایه های آینده ما محسوب می شود. ما از نهادها و سازمان های بین المللی حقوق بشر خواستار نظارت بر وضعیت زندان های کردستان و کل ایران هستیم.
علاوه بر ضرب و شتم این فعال حقوق زنان، در چند روز گذشته خبرهای متفاوتی در خصوص وضعیت زندانیان زندان مرکزی سنندج منتشر شده است که حاکی از ضرب و شتم تعدای از آنان است که به اتهام فعالیت های مدنی در حوزه های مختلف در زندان بسر می برند.
براساس گزارشات خبری منابع محلی در استان کردستان، از حدود یک ماه پیش مسئولان زندان سنندج به بهانه تعمیرات بندها زندان، هم در قسمت زنان و هم در قسمت مردان، زندانیانی را که به اتهام فعالیت های مدنی دستگیر شده اند به قسمت هایی که در آنها زندانیان خطرناک نگهداری می شوند انتقال می دهند و سپس زندانیان خطرناک را با وعده های دروغین تحریک به آزار و اذیت آنان می کنند.
گفتنی ست که هفته گذشته مسئولان زندان مرکزی سنندج، 103 تن از زندانیان سنندجی را که به بهانه تعمیر زندان در یک فضای بسته هشتاد متری به مدت سه هفته حبس کرده بودند،بین بندهائی که در آنها زندانیان خطرناک نگهداری می شود تقسیم و تمامی آنان را ممنوع الملاقات اعلام کرده اند.

Sunday, May 24, 2009

بهروز جاوید تهرانی را به زنجیر کشیدند



در آغاز بیستمین روز اعتصاب غذا در زندان
گزارش امروز من در روزآنلاین
بهروز جاوید تهرانی، زندانی سیاسی در حالی که وارد بیستمین روز اعتصاب غذای خود شده، در یکی از سلول های انفرادی بند یک زندان رجائی شهر کرج با دستبند و پابند زنجیر شده است. وضعیت این زندانی سیاسی، که چهارمین سال از محکومیت هفت ساله خود را پشت سر می گذارد، از سوی فعالان حقوق بشر، فعالان مدنی، وبلاگ نویسان و دوستان وی وخیم گزارش شده است.
در چند روز گذشته در بسیاری از منابع خبری حقوق بشری، اخبار و گزارش های فراوانی در خصوص وضعیت وخیم بهروز جاوید تهرانی منتشر شده که بر شدت نگرانی خانواده وی و نهادهای حقوق بشری افزوده است.اخبار منتشره در خصوص این زندانی سیاسی حاکی از آن است که وی از حدود سه هفته پیش در اعتراض به وضعیت نامساعد خود در زندان رجائی شهر دست به اعتصاب غذا زده و به همین علت وضعیت جسمی او به وخامت کامل گرائیده است. وی که بارها تحت شکنجه و آزار مسئولان زندان قرار گرفته، پنجاه درصد بینائی خود را از دست داده و از چندین بیماری از جمله بیماری ام.آر.آی رنج می برد و همین مساله بر دامنه نگرانی ها در خصوص جان وی افزوده است.
یکی از نزدیکان بهروز جاوید تهرانی که نخواست نامش فاش شود در گفتگو با روز با بیان اینکه وضعیت وی بسیار وخیم تر از آن است که در منابع خبری به آن اشاره شده، اظهار داشت:" در چند روز گذشته مسئولان زندان رجائی شهر وی را تحت فشار های مضاعف جسمی و روحی قرار داده اند تا به اعتصاب غذایش پایان دهد اما او کماکان مصم به ادامه اعتصاب است. تلاش هاو پیگیری ها ی مداوم خانواده و نزدیکان او هم برای پایان دادن به این وضعیت تاکنون به جای نرسیده است و مسئولان زندان رجائی شهر و مسئولان قضائی پرونده وی هم حاضر نیستند حتی به ساده ترین و قانونی ترین خواسته این زندانی و خانواده اش توجه کنند. یکی خواسته های بهروز جاوید تهرانی و خانواده اش در چند ماه گذشته انتقال او به بیمارستانی در خارج از زندان جهت مداوی زخم ها وبیماری هایش بوده، اما مسئولان نه تنها با این خواسته موافقت نکرده، بلکه وی را از مداوا و خدمات پزشکی داخل زندان هم محروم کرده اند."
این زندانی سیاسی که به اتهام عضویت در جبهه دمکراتیک ایران و ارتباط با سازمان مجاهدین و تبلیغ علیه نظام، با سه پرونده جداگانه به هفت سال زندان محکوم شده، تاکنون اجازه نیافته است که وکیل داشته باشد. وی پیشتر نیز بارها در اعتراض به وضعیت نامساعد خود و همبندانش دست به اعتصاب غذا زده و یک بارهم اقدام به دوختن لب های خود کرده بود.
فعالان حقوق بشر در اعتراض به وضعیت وی و سایر زندانیان سیاسی که هم اکنون در زندان رجائی شهر کرج بسر می برند، می گویندمسئولان قضائی و امنیتی مطابق قوانین زندان های کشور و قوانین جاری قضائی، حق ندارند زندانیان سیاسی را از زندان اوین به زندان رجائی شهر که محل نگهداری زندانیان خطرناک است، انتقال دهند. مسئولان این اقدام را به منظور تنبیه و وارد آوردن فشار بیشتر بر زندانیان سیاسی انجام می دهند. این اقدام تاکنون به مرگ چندین زندانی سیاسی از جمله امیرحسین حشمت ساران و ولی الله فیض مهدوی انجامیده است.
به همین علت مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران دیروز با انتشار بیانیه ای ضمن تائید خبر وضعیت ناگوار بهروز جاوید تهرانی، مسئولیت حفظ جان این زندانی سیاسی را متوجه مسئولان زندان رجائی شهر و قضائی دانست.در بخشی از این بیانیه آمده است: "اعتصاب غذای بهروز جاوید تهرانی در زندان در حالی ادامه پیدا کرده و می‌کند، که وی طی چندین مرحله توسط زندان‌بانان و مسئولان زندان رجایی‌شهر مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و همین امرباعث شده تا وضعیت جسمی وی در معرض مخاطرات جدی قرار گیرد. وی هم‌اکنون در یکی از سلول‌های انفرادی بند ۱ زندان رجایی‌شهر در حالی که با دست‌بند و پابند زنجیر شده است، به اعتصاب غذای خود ادامه می‌دهد...وی در پروسه بازجویی در بند ۲۰۹ اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفت به طوری که آسیب مغزی وارده منجر به کاهش بینایی چشم چپ ایشان شد و علیرغم شدت آسیب وارده از زمان بازداشت تاکنون، هیچ‌گاه نتوانسته از حق مرخصی استفاده کند و مسئولین قضایی او را بر خلاف اصل تفکیک زندانیان در زندان امنیتی رجایی‌شهر که محل نگه‌داری زندانیان خطرناک است، نگاه داشته‌اند."
در ادامه این بیانیه با اشاره به علت اعتصاب غذای جاوید تهرانی، آمده است: "بهروز جاویدتهرانی از زندانیان سیاسی است که هیچ وکیلی در اختیار ندارد و تا کنون این مساله باعث بی‌دفاع ماندن وی در مقابل بسیاری از فشارها و تبعیض‌ها و بی‌قانونی‌ها شده است. از بیش‌تر از سه هفته‌ی قبل زندانبانان زندان رجایی‌شهر برای انتقال وی از سلول‌اش به نقطه‌یی دیگر از زندان فشار وارد می‌کنند. جایی که ولی‌‌الله فیض مهدوی و امیرحسین حشمت‌ساران نیز در همان‌جا جان خود را بر اثر اهمال و کم‌کاری مسئولین همین زندان از دست داده بودند."
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در پایان بیانیه خود، در خصوص وضعیت نگران کننده این زندانی سیاسی به مقامات قضائی و امنیتی هشدار می دهند و می نویسد: "این مجموعه با ابراز نگرانی بسیار جدی و شدید در مورد وضعیت جسمی و سلامت جانی بهروز جاوید تهرانی هشدار می‌دهد و از مسئولین قضایی و امنیتی و زندان رجایی‌‌شهر به جد می‌خواهد که در محافظت از جان بهروز جاوید‌تهرانی هیچ کوتاهی‌یی نکنند و اشتباهات قبلی را که در مورد زندانیانی چون حشمت‌‌ساران مرتکب شدند تکرار نکنند. مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران با یادآوری مجدد درگذشت امیدرضا میرصیافی و امیرحسین حشمت‌ساران و بسیاری از زندانیان عقیدتی سیاسی که در زندان‌ها جان خود را از دست داده‌اند، از تمامی فعالین حقوق‌بشری و انسانی می‌خواهد که نسبت به وضعیت بحرانی بهروز جاویدتهرانی حساس باشند و از دستگاه قضایی و مسئولین زندان رجایی‌شهر تضمین سلامت جانی وی را بخواهند."
گفتنی است که بهروز جاوید تهرانی به دنبال ماجرای کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نیز دستگیر و روانه زندان اوین شده بود و آن گونه که خود در یکی از رنج نامه هایش می نویسد 10 سال است که تحت تعقیب و آزار و اذیت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج از زندان قرار دارد.